شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
جنگ، ارز و دارو؛ فشار مضاعف بر بیماران در ایران
چند هفته پس از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران با اینکه آتشبس شکنندهای برقرار شده، کمبود و گرانی دارو در ایران از یک نگرانی پراکنده در حال تبدیل شدن به بحرانی فراگیر است.
بحران دارو در ایران محصول ترکیب چند عامل است: اختلال در زنجیره تامین پس از جنگ، تغییر سیاستهای ارزی و فشار اقتصادی بر بیمهها و مردم. با این حال، آنچه این بحران را ملموستر میکند، نه فقط ارقام و تحلیل بلکه روایتهایی است که از دل زندگی روزمره بیماران بیرون میآید.
اختلال در مسیرهای حیاتی تامین دارو
جنگ در خلیج فارس دو شریان حیاتی زنجیره تامین دارو را مختل کرده است: تنگه هرمز و مسیرهای حملونقل هوایی. بر اساس تحلیلی که در وبسایت «تینک گلوبال هلتس» منتشر شده، حجم تجارت از تنگه هرمز در روزهای ابتدایی جنگ تا حدود ۹۰ درصد کاهش یافته و ظرفیت حمل هوایی در منطقه خلیج فارس نیز افت کرد. این اختلالها نهتنها تامین نفت و کالاهای صنعتی، بلکه دارو و مواد اولیه دارویی را نیز با تاخیر و افزایش هزینه روبهرو کرده است.
برای ایران که بخش قابل توجهی از مواد اولیه دارویی خود را از هند وارد میکند، این وضعیت به معنای تاخیر در ورود محمولهها، افزایش هزینه حملونقل و فشار بیشتر بر بازار داخلی دارو بوده است.
به گفته برخی فعالان این حوزه، بسیاری از واردکنندگان اکنون از مسیر ترکیه استفاده میکنند. یک واردکننده دارو در اروپا که نخواست نامش ذکر شود، به بیبیسی فارسی گفت که بخشی از محمولههای دارویی آنها در ترکیه متوقف مانده و در حال بررسی مسیرهای زمینی امن برای انتقالشان به ایران هستند.
حذف ارز ترجیحی؛ ضربهای از داخل
در کنار پیامدهای جنگ، تغییر سیاستهای ارزی دولت ایران نیز به بحران دارو افزوده است. به گفته فعالان صنعت دارو، ارز ترجیحی اکنون تنها به حدود ده درصد از داروها و مواد اولیه وارداتی تخصیص مییابد. بیش از ۹۰ درصد واردات دارو و مواد اولیه باید با ارز نیمایی تامین شود؛ ارزی که پس از تکنرخی شدن در دیماه ۱۴۰۴، جهش کمسابقهای را تجربه کرد.
این افزایش ناگهانی، همراه با کمبود ارز و نقدینگی، هزینه واردات و تولید دارو را بهشدت بالا برده و چرخه تامین دارو، از واردات مواد اولیه تا تولید داخلی، را شکنندهتر کرده است.
گزارشها حاکی است بیماران خاص، مبتلایان به سرطان و کسانی که به بیماریهای مزمن مبتلا هستند، بیشترین آسیب را از این وضعیت میبینند؛ گروهی که وابستگی مدام به دارو دارند و هر افزایش قیمت مستقیم بر کیفیت زندگیشان اثر میگذارد.
اگرچه تحریمها دارو را مستقیما هدف قرار نمیدهند اما عملا مسیر تامین آن را مختل کردهاند. گزارشهای بینالمللی و همچنین بررسی بیبیسی نشان میدهند که محدودیتهای بانکی و مالی باعث شده انتقال پول از ایران به شرکتهای دارویی خارجی، بهویژه تولیدکنندگان اروپایی و آمریکایی، یا بسیار زمانبر باشد یا اصلا انجام نشود.
بسیاری از بانکها نیز از ترس جریمههای آمریکا حاضر به همکاری نیستند و همین موضوع خرید قانونی دارو و مواد اولیه را به یک روند پیچیده، کند و پرهزینه تبدیل کرده است. در نتیجه، تحریمها بدون اینکه نام دارو را در فهرست بگذارند، زنجیره تامین را از مسیر مالی فلج کردهاند.
آیا صنعت دارو در ایران به «تابآوری» رسیده است؟
با وجود گزارشهای کمبود دارو، مقامهای رسمی ایران میگویند اوضاع تحت کنترل است اما گفتههای برخی بیماران و پیامهای رسیده به بیبیسی فارسی از دشواری در دسترسی به برخی داروها و افزایش قیمتها حکایت دارد.
در همین حال، شماری از گزارشهای داخلی نیز از آسیبدیدن برخی انبارها و واحدهای تولیدی دارو در جریان حملات اخیر خبر دادهاند؛ گزارشهایی که میگویند بخشی از ذخایر دارویی، از جمله داروهای بیماران خاص، از بین رفته یا مدتی قابل استفاده نیست. با این حال، جزئیات مستقل و قابل راستیآزمایی درباره میزان این خسارتها محدود است.
به گفته مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران به «۲۵ واحد و شرکت دارویی مستقیم و غیرمستقیم حمله شده» و به «توفیق دارو و انستیتو پاستور حملات مستقیم شده است.»
با این حال مقامهای سازمان غذا و دارو میگویند با وجود آسیب به برخی شرکتهای دارویی و اختلال در مسیرهای حملونقل، به دلیل برنامهریزی قبلی، ذخایر استراتژیک و اتکا به تولید داخلی، کشور با کمبود جدی دارو روبهرو نشده است.
آنها همچنین با اشاره به تجربه سالها تحریم و جنگ، از «تابآوری» صنعت دارو سخن میگویند و تاکید میکنند کمبودهای مقطعی قابل مدیریت است. به گفته این مقامها، شبکه حدود ۱۸ هزار داروخانه در سراسر کشور نیز مانند یک «ذخیره مویرگی» عمل و به تداوم توزیع دارو کمک کرده هرچند در برخی مناطق اختلال دسترسی گزارش شده است.
وقتی نبود یک کیت آزمایش، مسیر درمان را تغییر میدهد
در میان پیامهایی که برای بیبیسی فارسی ارسال شده، برخی روایتها به دشواریه روند تشخیص و درمان اشاره دارند هرچند مشخص نیست این تجربهها تا چه اندازه گسترده است.
یکی از این روایتها مربوط به یک بیمار در تهران است که با تشخیص احتمالی تومور مغزی بستری شد. به گفته خانواده، پزشکان برای تشخیص دقیق، آزمایش مایع مغزی-نخاعی را توصیه کردند تا احتمال عفونت یا نوع تومور را بررسی کنند آزمایشگاه در هر دو نوبت مراجعه گفته است که «کیت نداریم.»
خانواده میگویند در نتیجه پزشکان ناچار شدند بدون تشخیص قطعی، بیمار را جراحی کنند و چهار روز پس از عمل، همچنان در انتظار نتیجه نهایی هستند.
انسولین؛ ضروری اما کمیاب
کمبود و گرانی دارو فقط به داروهای تخصصی محدود نیست. یکی از مخاطبان به بیبیسی فارسی گفت:
«انسولین نوورپید به هیچ قیمتی پیدا نمیشود. هلالاحمر گاهی میآورد، اما آنقدر شلوغ میشود که به اغلب متقاضیها نمیرسد.» مخاطب دیگری از چندبرابر افزایش قیمت انسولین لانتوس خبر داده است.
برای بیماران دیابتی انسولین یک داروی حیاتی است و نبود آن میتواند پیامدهای جدی و حتی مرگبار داشته باشد. افزایش قیمت و کمبود این دارو، یکی از نشانههای بارز بحران کنونی دارو در ایران است.
یک بیمار دیابتی در پیامی از افزایش قیمت انسولین آلمانی گفت که از زمان جنگ، بهای این دارو افزایش چشمگیری داشته و بیمه تامین اجتماعی تنها بخشی از هزینه آن را پوشش میدهد.
یک مخاطب دیگر در پیامی گفت قیمت یکی از داروهایی که برای درمان سرطان استفاده میکرده، در هفتههای اخیر دو برابر شده و داروی دیگری که پیش از این هم بهسختی پیدا میشد و از کشور همسایه وارد میشد، با شروع جنگ دیگر وارد نمیشود.
داروهای سادهتر نیز از این موج گرانی در امان نماندهاند. به گفته یک مخاطب، دارویی که برای درد معده استفاده میکرد اکنون بیش از ۳۰۰ درصد گران شده است.
این افزایش قیمتها، در کنار تورم عمومی و کاهش قدرت خرید، فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد کرده است.
بیمهها زیر فشار
بیمههای درمانی در ایران سالهاست با انباشت بدهی و محدودیت منابع روبهرو هستند. با افزایش قیمت دارو، فاصله تعهدات بیمهها و پوشش واقعی بیشتر شده است. بسیاری از داروهای تخصصی فقط با هزینه آزاد یا با سهم پرداختی سنگین در دسترس قرار دارند.
یکی از بیماران میگوید: «داروی بچهام معادل حقوق یک ماه من شده، بیمه فقط اسمش بیمه است.»
در کنار همه این عوامل، تورم عمومی و کاهش قدرت خرید، بحران دارو را ملموستر کرده است. وقتی قیمت دارو بالا میرود، بیمهها پوشش کامل نمیدهند و دسترسی به دارو در داروخانهها محدود میشود، بسیاری از بیماران ناچارند مصرف دارو را کم کنند، دوز دارو را خودسرانه تغییر دهند یا درمان را کلا رها کنند.
در پیامهای مردم از داخل ایران روایت مشابهی تکرار میشود که «داروخانه میگوید نیست، اگر هم باشد قیمتش سه برابر شده است» یا «بین اجارهخانه و داروی پدرم باید یکی را انتخاب کنیم.»
اگر جنگ طولانی شود، مسیرهای تجاری به وضعیت عادی بازنگردد و سیاستهای حمایتی جایگزین برای تامین دارو اجرا نشود، بحران دارو در ایران میتواند عمیقتر شود. ذخایر اضطراری بیمارستانها محدود است، تولیدکنندگان داخلی زیر فشار هزینه و کمبود مواد اولیه قرار دارند و بیمهها توان جبران افزایش قیمتها را ندارند.
در این میان، بیماران بیش از همه هزینه میپردازند؛ هزینهای که گاه فقط مالی نیست و مستقیم با جانشان گره میخورد.
نگرانی فراتر از ایران
در همین حال رسانههای بریتانیا از جمله روزنامه گاردین، گزارشهایی درباره رابطه بسته شدن تنگه هرمز و جنگ با دارو منتشر کردهاند.
روزنامه گاردین در گزارش تازه خود هشدار داده که پیامدهای تنش در خاورمیانه میتواند زنجیره جهانی تامین دارو را تحت فشار قرار دهد. تنگه هرمز یکی از مسیرهای کلیدی تجارت جهانی است و هرگونه اختلال در آن میتواند بر دسترسی کشورها به دارو و مواد اولیه تاثیر بگذارد.
در این گزارش آمده است که جنگ ایران باعث افزایش قابلتوجه قیمت داروهای رایج در بریتانیا شده و داروسازان میگویند اختلال در مسیرهای تامین، هزینه حملونقل و کمبود مواد اولیه باعث شده قیمت داروهایی مانند پاراستامول (داروی ضد درد و تب) و داروهای آلرژی بهطور چشمگیری بالا برود. دولت بریتانیا برای جبران فشار بر داروخانهها ناچار شده تعداد بیشتری «مجوز جبرانی افزایش قیمت» صادر کند، اما داروسازان هشدار میدهند اگر وضعیت ادامه پیدا کند، کمبود دارو در هفتههای آینده محتمل است.
به گفته گاردین، هند بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان داروهای ژنریک و مواد اولیه دارویی، نقشی کلیدی در تامین بازارهای جهانی دارد و هر اختلال در مسیرهای حملونقل میتواند اثرات زنجیرهای ایجاد کند.