مرگ علی لاریجانی می‌تواند بحران در قلب رهبری ایران را تشدید کند

    • نویسنده, امیر عظیمی
    • شغل, بی‌بی‌سی فارسی
  • زمان مطالعه: ۴ دقیقه

ساعاتی پس از آن‌که اسرائیل اعلام کرد علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در یک حمله هوایی کشته شده، جمهوری اسلامی نیز این خبر را تایید کرد. او یکی از باتجربه‌ترین و اثرگذارترین سیاست‌گذاران جمهوری اسلامی بود که در مقطعی حساس از صحنه حذف شد.

علی لاریجانی فرمانده نظامی نبود، اما نقشی محوری در شکل‌دهی به تصمیم‌های راهبردی ایران داشت.

او به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، در قلب تصمیم‌گیری‌ها درباره جنگ، دیپلماسی و امنیت ملی قرار داشت.

دیدگاه او در ساختار قدرت، به ویژه در مدیریت تقابل ایران با آمریکا و اسرائیل، وزن قابل توجهی داشت.

پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، علی لاریجانی لحنی سرسختانه در پیش گرفت و این پیام را داد که ایران برای یک درگیری طولانی آماده است.

طی بیش از دو هفته ای که از شروع جنگ میگذرد، چندین مقام سیاسی و فرمانده ارشد نظامی ایرانی کشته شده‌اند. این روند با کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در روز اول حملات آغاز شد.

این روند نشان‌دهنده تلاشی مستمر برای تضعیف ساختار رهبری ایران در زمان جنگ است. بسیاری از ناظران، علی لاریجانی را در روزهای پس از کشته شدن علی خامنه‌ای و نا مشخص بودن وضعیت مجتبی خامنه‌ای، جانشین او، مسئول اداره جنگ میدانستند.

با وجود مواضع سخت‌گیرانه علی لاریجانی در برابر غرب، در داخل ایران اغلب از او به عنوان سیاستمداری عمل‌گرا یاد می‌شد. او وفاداری ایدئولوژیک را با رویکردی تکنوکرات ترکیب می‌کرد و استراتژی متفاوتی از سایر مقام‌های ایرانی ارائه می‌کرد که در آن عملگرایی در سیاست خارجی، با بدبینی عمیق نسبت به غرب درآمیخته بود.

به بیان دیگر او نسبت به تعامل با قدرت‌های غربی تردید عمیقی داشت. در مقابل نگاه ویژه‌ای به شرق داشت از جمله در طرح‌ریزی توافق همکاری بلندمدت ایران با چین.

علی لاریجانی در حالی در حمله اسرائیل کشته شد که مدیریت سه پرونده بزرگ را بر عهده داشت. نخست، خود جنگ. او معتقد بود ایران باید برای یک نبرد طولانی آماده شود و دامنه درگیری را به منطقه و فراتر از آن گسترش دهد که بستن تنگه هرمز را هم شامل می‌شد.

دوم، موجی از ناآرامی‌های داخلی که با اعتراض به افزایش قیمت ارز و مطالبات اقتصادی آغاز شد اما به سرعت به اعتراض‌های سیاسی گسترده‌تری در سراسر کشور با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی تبدیل شد. این اعتراض‌ها با شدیدترین سرکوب‌ها از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی مواجه شد که طی آن هزاران نفر در سراسر ایران کشته شدند.

سوم، برنامه هسته‌ای ایران و مذاکرات غیر مستقیم با واشنگتن بود که پیش‌تر نیز در اثر حملات نظامی مختل شده بود.

حذف او این مسائل را فعلا بدون راه‌حل باقی می‌گذارد و آن‌ها را به جانشینی نامعلوم واگذار می‌کند که با وضعیتی بسیار شکننده روبه‌رو خواهد بود.

هرچند جمهوری اسلامی، از خود تاب‌آوری نشان داده و با بستن تنگه هرمز و حمله به اهدافی در کشورهای حاشیه خلیج فارس بازارهای جهانی انرژی را با بحران روبرو کرده، اما حریم هوایی‌اش همچنان بدون دفاع و در معرض حملات مداوم است. هر چهره ارشد جدیدی نیز از همان ابتدا با خطر فوری هدف قرار گرفتن روبه‌رو خواهد بود.

این وضعیت ممکن است به تقویت بیشتر نقش نظامیان در ساختار قدرت ایران منجر شود. اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، نشان می‌دهد که عملا اختیارات گسترده‌ای به واحدهای نیروهای مسلح داده شده تا در صورت قطع ارتباط با مرکز و کشته شدن فرماندهان و رهبران، به صورت "آتش‌به‌اختیار" اقدام کنند. در عمل، این می‌تواند به ادامه مقاومت و حملات بدون نیاز به رسیدن دستور از مرکز منجر شود اما در عین حال تمرکز در عملیات را کم می‌کند.

نشانه‌هایی نیز وجود دارد که حلقه رهبری جمهوری اسلامی در مدیریت جانشینی مقام‌های کشته شده، با دشواری مواجه است. ایران اعلام‌های عمومی را به تاخیر انداخته و برخی چهره‌ها، از جمله مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید، از انظار عمومی دور نگه داشته شده است. روشن نیست این وضع به دلایل امنیتی است یا ناشی از نبود امکان همفکری و تصمیم‌گیری در سطوح بالا.

در کوتاه‌مدت، این وضعیت امکان ادامه عملیات و پیشبرد هدف‌های نظامی را ممکن می‌سازد اما در ادامه می‌تواند باعث کمرنگ شدن نقش رهبران سیاسی در تصمیم‌های راهبردی و تشدید نقش نظامیان در این تصمیم‌گیری‌ها شود. اتخاذ رویکردی نظامی‌تر به معنی تشدید وضعیت امنیتی و سرکوب در داخل نیز هست.

با این حال، در بلندمدت، نظامی که یکی پس از دیگری چهره‌های ارشد خود را از دست می‌دهد، رفته رفته با مشکل اداره امور کشور روبه‌رو خواهد شد؛ به ویژه در کشوری با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر.

در نتیجه، مرگ علی لاریجانی صرفا از دست رفتن یک مقام نیست، بلکه نشانه مهم از تشدید بحرانی در سطح رهبری است که می‌تواند هم بر روند جنگ و هم بر ثبات حکومت ایران تاثیر بگذارد.