لبنان در جست‌وجوی صلح؛ آیا حزب‌الله متقاعد می‌شود؟

لبنان در جست‌وجوی صلح؛ آیا حزب‌الله متقاعد می‌شود؟
    • نویسنده, هوگو باچگا
    • شغل, خبرنگار خاورمیانه بی‌بی‌سی
    • در, بیروت
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه

با درگیر شدن دوباره لبنان در جنگ، به دیداری فکر می‌کنم که تابستان گذشته با جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، در کاخ بعبدا داشتم؛ ساختمانی مدرن بر فراز تپه‌ای مشرف به بیروت.

آقای عون، فرمانده پیشین ارتش، پس از جنگی ویرانگر میان اسرائیل و حزب‌الله، گروه شبه‌نظامی و حزب سیاسی مورد حمایت ایران در لبنان، به قدرت رسید. در آن زمان حزب‌الله تضعیف و در داخل لبنان منزوی شده بود و عون وعده خلع سلاح این گروه را داده بود. مسئله به‌ظاهر حل‌نشدنی سلاح‌های حزب‌الله سال‌هاست لبنان را دچار شکاف کرده، اما در آن زمان به نظر می‌رسید جوزف عون باور دارد که می‌تواند این مسئله را حل کند. او به من گفت: «من یک فرد خوش‌بین به دنیا آمده‌ام.»

زمانی که با هم دیدار کردیم، آتش‌بسی شکننده در لبنان برقرار بود. این توافق در نوامبر ۲۰۲۴ به جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله پایان داده بود، اما اسرائیل تقریبا هر روز حملاتی را علیه افراد و اهدافی انجام می‌داد که به گفته خودش با حزب‌الله مرتبط بودند. در برخی مناطق کشور، درگیری هرگز متوقف نشد. حتی از خانه‌ام در شرق بیروت هم گاهی صدای وزوز پهپادهای اسرائیلی را که در آسمان می‌چرخیدند می‌شنیدم.

برای حامیان حزب‌الله، این گروه تنها سپر دفاعی آن‌ها در برابر اسرائیل است که آن را دشمنی می‌دانند که در پی تصرف خاک لبنان است. مخالفان حزب‌الله این گروه شیعه را متهم می‌کنند که از منافع جمهوری اسلامی ایران دفاع می‌کند و کشور را به جنگ‌هایی ناخواسته و غیرضروری می‌کشاند.

بعد از آن‌که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در نخستین روز بمباران آمریکا و اسرائیل در تهران کشته شد، حزب‌الله به سوی اسرائیل راکت شلیک کرد. این گروه اعلام کرد این اقدام در واکنش به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی و بمباران‌های مداوم اسرائیل در دوران آتش‌بس بوده است. اسرائیل نیز با حملات هوایی و تهاجم زمینی دیگری به جنوب لبنان پاسخ داد.

جوزف عون، در تلاش برای متوقف کردن خونریزی، پیشنهاد داد مستقیما با اسرائیل مذاکره کند؛ گامی مهم برای دو کشوری که روابط دیپلماتیک ندارند. اسرائیل تا هفته گذشته این پیشنهاد را نادیده می‌گرفت. وقتی آمریکا با ایران به آتش‌بس رسید، اسرائیل حملات هوایی گسترده‌ای را در لبنان انجام داد که تنها در یک روز بیش از ۳۰۰ نفر را کشت.

روز سه‌شنبه نشستی میان سفیران دو کشور، با تمرکز بر آتش‌بس در لبنان، در واشنگتن برگزار می‌شود. اما با توجه به نفوذ بسیار محدود دولت لبنان بر حزب‌الله، این دولت چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ و شانس دستیابی به صلحی پایدار چقدر است؟

آبدیده در نبرد

حزب‌الله، به معنای «حزب خدا»، در دهه ۱۹۸۰ میلادی و در دوران اشغال لبنان به دست اسرائیل در جریان جنگ داخلی لبنان شکل گرفت. این گروه از همان ابتدا از سوی حکومت ایران تامین مالی، آموزش و تسلیح می‌شد و نابودی اسرائیل همچنان یکی از اهداف رسمی آن است.

در سال ۱۹۸۹، توافق طائف که به جنگ داخلی لبنان پایان داد، خلع سلاح همه گروه‌های شبه‌نظامی را الزامی کرد و سازوکاری برای تقسیم قدرت میان طوایف مختلف در کشوری چندفرهنگی و چندمذهبی ایجاد کرد.

با این حال، حزب‌الله که خود را جنبش مقاومت در برابر اشغال اسرائیل معرفی می‌کرد، توانست سلاح‌هایش را حفظ کند. اسرائیل در سال ۲۰۰۰ پس از ۱۸ سال اشغال جنوب لبنان نیروهایش را خارج کرد، اما اختلافات ارضی همچنان باقی ماند. در سال ۲۰۰۶ نیز، قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل که به جنگ با اسرائیل در آن زمان پایان داد، خواهان خلع سلاح حزب‌الله شد، اما این قطعنامه هرگز به طور کامل اجرا نشد.

کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا حزب‌الله لبنان را سازمان تروریستی می‌دانند. اما در لبنان، حزب‌الله فراتر از یک جنبش شبه‌نظامی است. این گروه یک حزب سیاسی است که در پارلمان و دولت حضور دارد و یک جنبش اجتماعی است که در مناطقی که دولت حضور ندارد، خدماتی مانند مدرسه و بیمارستان ارائه می‌دهد. این گروه قدرتمندترین بازیگر لبنان محسوب می‌شود.

جوزف عون از زمان به قدرت رسیدن، از سیاستی دفاع کرده که آن را «انحصار سلاح در دست دولت» می‌نامد. بر اساس توافق آتش‌بس ۲۰۲۴، حزب‌الله پذیرفت نیروها و سلاح‌های خود را از جنوب لبنان خارج کند؛ منطقه‌ای که دهه‌ها عملا تحت کنترل این گروه بود.

حزب‌الله همچنین در ضاحیه جنوبی بیروت و دره بقاع - جایی که بخشی از زرادخانه‌اش در آن قرار دارد - نفوذ قابل توجهی دارد. اما نعیم قاسم، دبیرکل این گروه، بحث درباره خلع سلاح کامل در سراسر کشور را رد کرده است.

هم‌زمان جوزف عون هشدار داده است که هرگونه اقدام برای خلع سلاح حزب‌الله بدون رضایت این گروه می‌تواند به خشونت منجر شود. او در دیدارمان در ماه اوت گذشته گفت: «نمی‌توانیم بگذاریم کشور به یک جنگ داخلی دیگر سقوط کند.» در حالی که حملات اسرائیل ادامه داشت و حزب‌الله از مذاکره خودداری می‌کرد، از او پرسیدم برنامه‌اش چیست. پاسخ داد تقریبا کار دیگری از دستش برنمی‌آید.

دولتی بدون اهرم فشار

لبنان، کشوری کوچک با وسعتی حدود ۱۰ هزار و ۵۰۰ کیلومتر مربع در شرق مدیترانه، حدود ۵/۸ میلیون نفر جمعیت دارد و به طور رسمی ۱۸ فرقه مذهبی را به رسمیت می‌شناسد. حدود دو سوم جمعیت آن مسلمان‌اند - با جمعیت سنی و شیعه تقریبا برابر - و یک سوم مسیحی هستند.

در ماه دسامبر گذشته، نظرسنجی گالوپ نشان داد نزدیک به چهار نفر از هر پنج لبنانی موافق‌اند که تنها ارتش این کشور مجاز به نگهداری سلاح باشد؛ به این معنا که گروه‌هایی مانند حزب‌الله باید خلع سلاح شوند. پاسخ‌ها، همان‌طور که انتظار می‌رفت، بر اساس خطوط مذهبی شکل گرفته بود: حمایت گسترده در میان مسیحیان، دروزی‌ها و سنی‌ها، در حالی که بیش از دو سوم شیعیان مخالف بودند.

مایکل یانگ، سردبیر ارشد مرکز پژوهشی کارنگی در بیروت، به من گفت برخی «ساده‌لوحانه تصور می‌کردند» ارتش که از کمبود مزمن تجهیزات و بودجه رنج می‌برد، «به دلیل نبود اراده» حزب‌الله را خلع سلاح نکرده است.

او گفت: «نمی‌توان به جامعه شیعه رفت و این را با زور تحمیل کرد. شکست می‌خورید و این فاجعه خواهد بود. ارتش‌ها برای ورود به درگیری نظامی با مردم خودشان ساخته نشده‌اند.» او افزود: «خلع سلاح گروهی مثل حزب‌الله چه معنایی دارد؟ آیا ارتش توانایی دارد به تک‌تک خانه‌های شیعیان برود و آن‌ها را خلع سلاح کند؟ نه. آیا می‌تواند به مناطقی برود که حزب‌الله موشک‌ها و سلاح‌های سنگین دارد و آنجا را خلع سلاح کند؟ نمی‌تواند.»

وقتی از او درباره مذاکرات احتمالی با اسرائیل پرسیدم، گفت: «لبنان چیزی برای ارائه ندارد»، زیرا نمی‌تواند خلع سلاح حزب‌الله را تضمین کند. او افزود: «دولت هیچ کارتی در دست ندارد» و این «واقعیتی است که باید بپذیریم».

«صبر ما حدی دارد»

نعیم قاسم چندی پیش در یک سخنرانی تلویزیونی گفت حزب‌الله در دوران آتش‌بس به حملات اسرائیل پاسخ نداده تا «متهم به مانع‌تراشی در مسیر دیپلماسی نشود»، اما اسرائیل «به هیچ‌یک از مفاد توافق پایبند نبوده است». نیروهای اسرائیلی در پنج نقطه در جنوب لبنان که در جریان جنگ اشغال کرده بودند باقی مانده‌اند و مقام‌های اسرائیلی دلیل آن را حفاظت از ساکنان شمالی اسرائیل دانسته‌اند.

نعیم قاسم گفت «صبر ما حدی دارد» و افزود حزب‌الله «درباره سلاح‌هایش با هیچ‌کس مذاکره نخواهد کرد». به این ترتیب آیا این گروه هرگز خلع سلاح خواهد شد؟

مقاومت مسلحانه بخش اصلی هویت حزب‌الله است؛ در پرچم این گروه دستی دیده می‌شود که یک تفنگ را بالا گرفته است. این گروه بخشی از آن چیزی است که ایران «محور مقاومت» می‌نامد؛ ائتلافی از گروه‌های مسلح که شامل حماس در غزه و کرانه غربی و حوثی‌ها در یمن می‌شود.

این گروه‌ها در درگیری‌هایی که پس از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل شکل گرفت، به‌شدت تضعیف شدند، اما شکست نخوردند. نیکلاس بلنفورد، نویسنده کتاب «جنگجویان خدا: درون مبارزه سی‌ساله حزب‌الله علیه اسرائیل»، به من گفت با توجه به نقش ایران، هر تصمیمی درباره مسیر آینده این گروه احتمالا نه در بیروت بلکه در تهران گرفته خواهد شد.

سال گذشته از جنوب لبنان گزارش دادم که چگونه مردم زیر سایه ترس ناشی از حملات مداوم اسرائیل زندگی می‌کنند، در حالی که به نظر می‌رسید برخی راهبرد حزب‌الله را زیر سوال می‌برند. در درگیری کنونی، حزب‌الله با حمله به اسرائیل و مقابله با نیروهای مهاجم نشان داده که توانسته بخشی از توان نظامی خود را که در جنگ قبلی تضعیف شده بود بازسازی کند. اسرائیل هم درباره این مسئله هشدار داده بود.

این امر بار دیگر بخشی از پایگاه اجتماعی این گروه را فعال کرده است. یک دیپلمات غربی به من گفت این بازسازی با هدایت فرماندهانی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شده که پس از جنگ ۲۰۲۴ به لبنان اعزام شدند.

مقام‌های اسرائیلی می‌گویند هدف از تهاجم کنونی به لبنان، ایجاد یک «منطقه حائل امنیتی» در جنوب این کشور در امتداد مرز آن با شمال اسرائیل است. این موضوع نگرانی‌هایی را در لبنان ایجاد کرده مبنی بر این‌که بخش‌هایی از این کشور حتی پس از پایان درگیری همچنان در اشغال باقی بماند. این یعنی هزاران نفر از آوارگان جنوب لبنان ممکن است هرگز نتوانند به خانه‌هایشان بازگردند. چنین وضعیتی احتمالا روایت حزب‌الله را تقویت می‌کند که حفظ سلاح‌هایش در کشوری که قادر به دفاع از سرزمین خود نیست، ضروری است.

آقای بلنفورد می‌گوید این هم یکی دیگر از دلایلی است که احتمال خلع سلاح حزب‌الله را کاهش می‌دهد. او می‌گوید: «تمام موجودیت حزب‌الله حول محوری است که خودش آن را 'اولویت مقاومت' می‌نامد. تمام ارکان دیگر این گروه برای محافظت و تداوم بخشیدن به این هدف به وجود آمده‌اند. این قلب تپنده سازمان است. اگر بخش نظامی را حذف کنید، این تشکیلات به چیزی کاملا متفاوت تبدیل می‌شود.»

بحرانی بی‌پایان

از زمان آغاز این درگیری، بیش از ۱/۲ میلیون نفر در لبنان آواره شده‌اند که بیشتر آن‌ها از جوامع شیعه هستند. این وضعیت به تشدید تنش‌های فرقه‌ای منجر شده است. با توجه به این‌که حملات هوایی اسرائیل افرادی را هدف قرار می‌دهد که ادعا می‌شود با این گروه در خارج از مناطق نفوذ حزب‌الله در ارتباط هستند، ساکنان محلی نسبت به تازه‌واردان بدگمان شده‌اند. در برخی مناطق نیز درگیری‌هایی رخ داده است.

کیم غطاس، خبرنگار پیشین بی‌بی‌سی و نویسنده کتاب «موج سیاه»، به من گفت حزب‌الله بخش مهمی از زندگی بسیاری در جامعه شیعه است. او گفت: «شیعیان لبنان از نظر تاریخی، از طبقات محروم بوده‌اند. برای بسیاری، این مسئله‌ای مربوط به باور و ایدئولوژی، و همچنین احساس ترس و آسیب‌پذیری است. اگر سلاح‌هایشان را کنار بگذارند چه بر سرشان می‌آید؟ آیا دوباره به حاشیه رانده می‌شوند یا طرد می‌شوند؟ مقابله با این ترس‌های ریشه‌دار بسیار دشوار است.»

هفته گذشته، اسرائیل موجی از حملات هوایی را آغاز کرد که وحشت و ویرانی را به لبنان آورد. برخی آن را «چهارشنبه سیاه» می‌نامند. در بیروت، بمباران شدید که در میانه روز و بدون هشدار رخ داد، مناطقی پرجمعیت و شلوغ را هدف قرار داد که پیش‌تر هرگز هدف حمله قرار نگرفته بود و ساکنان آن احساس امنیت می‌کردند. حتی برای کسانی که به خشونت عادت کرده‌اند، آن روز متفاوت بود. به گفته وزارت بهداشت لبنان، از آغاز جنگ در حدود شش هفته پیش، بیش از ۲ هزار نفر - بدون تفکیک میان غیرنظامیان و نیروهای رزمی - کشته شده‌اند.

بسیاری از لبنانی‌ها احساس می‌کنند در بحران دائمی گرفتار شده‌اند. در محله عین المریسه در بیروت، با مردی به نام محمد حمود ملاقات کردم. با ناباوری به ساختمانی مسکونی نگاه می‌کرد که بخشی از آن فرو ریخته بود. به من گفت: «هیچ‌وقت آرامش نداری. تمام عمرم این حس را داشتم که در یک جنگ دائمی هستیم. امیدوارم این آخرینش باشد و اوضاع بهتر شود.»

تصویر اصلی: AFP via Getty Images