متحدان امریکا در خلیج‌ فارس، بار اصلی حملات ایران را به دوش می‌کشند

    • نویسنده, فرانک گاردنر
    • شغل, خبرنگار امنیتی بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

خط‌های سفید رنگی بر فراز خانه‌های ویلایی و باغ‌های سرسبز در آسمان آبی و صاف ابوظبی دیده می‌شوند.

اینها خطوط برجای مانده از هواپیماهای دریم‌لاینر یا ایرباس‌های مسافربری در حال ورود به این شهر نیستند که گردشگران و کارگران مهمان را به اینجا بیاورند. بلکه موشک‌های بالستیکی هستند که توسط همسایه بزرگ امارات، در آن سوی ساحل خلیج فارس، ایران، شلیک شده‌اند.

وزارت دفاع امارات متحده عربی بعد از ظهر یکشنبه اعلام کرد که با ۱۶۵ موشک بالستیک، دو موشک کروز و ۵۴۱ پهپاد ایرانی مقابله کرده است.

در بحرین، یکی از دوستانم صبح یکشنبه به من اطلاع داد که فرودگاه پس از شبی که او نتوانسته بخوابد، مورد حمله قرار گرفته است.

او پیام داد: «با صدای انفجارهای مهیب و صدای بلند زنگ خطر از خواب پریدم. فکر می‌کنم حدود ۲۰ صدای انفجارشنیده شد. صدای دست‌کم دو برخورد هم شنیده شد.»

این صحنه‌ها برای کشورهای منطقه آشنا نیستند، اما از زمان آغاز درگیری‌ها در صبح روز شنبه، به نظر می‌رسد ایران اهداف خود را فراتر از حمله به اهداف نظامی، مانند مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین، به فرودگاه‌ها و سایر اماکن غیرنظامی گسترش داده است.

اکنون هتل‌ها و مراکز خرید لوکس، مجتمع‌های آپارتمانی بلند منزل، ترمینال‌های خروجی فرودگاه‌های پیشرفته به طور پراکنده مورد حمله قرار می‌گیرند، زیرا دفاع هوایی کشورهای عربی حوزه خلیج نمی‌توانند به‌صورت کامل مقابله کنند.

مکان‌هایی که هدف قرار گرفته‌اند، هرگز با این چشم‌انداز ساخته نشده‌اند که روزی مورد حمله پهپادها و موشک‌های بالستیک قرار گیرند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هدف قرار دادن همسایگان کشورش را تکذیب کرده و به شبکه الجزیره گفته است: «ما به همسایگان خود در کشورهای خلیج فارس حمله نمی‌کنیم، ما نیروهای ایالات متحده در این کشورها را هدف قرار می‌دهیم. همسایگان باید به تصمیم‌گیرندگان این جنگ شکایت کنند.»

بخشی از خسارات وارده به زیرساخت‌های غیرنظامی در کشورهای خلیج فارس تصادفی و ناشی از برخورد بقایای موشک‌های رهگیری شده است.

اما نه همه آنها.

شمار حملات به فرودگاه‌های بحرین و امارات متحده عربی چیزی بیش از تصادفی بودن را می‌رساند.

ایران همیشه به صراحت گفته است که اگر مورد حمله قرار بگیرد، اقدام به حملات تلافی‌جویانه به هر کشوری خواهد کرد که در حملات همدست بداند.

کشورهای خلیج فارس تا حدی تلاش کردند به ایران نشان دهند که از نظر آنها، در این حمله امریکایی-اسرائیلی نقشی نداشته‌اند.

با این حال، این کشورها به دلیل اینکه شرکای نظامی بلندمدت واشنگتن هستد، مجازات می‌شوند.

ایران تا پیش از انقلاب اسلامی، در دوران شاه، به عنوان «پولیس خلیج فارس» شناخته می‌شد.

این کشور پس از انقلاب همواره تلاش کرده است همسایگان خود را متقاعد کند که باید این نقش را از سر بگیرد و «مسئولیت امنیت» را در آنچه خلیج فارس می‌نامد، (اعراب آن را خلیج عربی می‌نامند) بر عهده بگیرد.

رهبران ایران در تلاش برای متقاعد کردن کشورهای عربی خلیج فارس که نیروی دریایی ایالات متحده را اخراج کنند و این کشور را به عنوان حامی خود بپذیرند، ناکام بوده‌اند.

اما برای حاکمان کشورهای خلیج فارس - پادشاهی‌های محافظه‌کار و سلسله‌ای که تعصب انقلابی جمهوری اسلامی برایشان منفور است - ایران تاکنون از خط قرمز عبور کرده است.

به سختی می‌توان تصور کرد که این کشورها چگونه می‌توانند دوباره با رهبری فعلی ایران روابط عادی داشته باشند، البته اگر این رهبران از جنگ کنونی جان سالم به در ببرند.

عربستان سعودی و عمان، دو کشوری که مدت‌هاست میزبان نیروهای نظامی ایالات متحده و غرب بوده‌اند، هر دو بسیار کمتر از چهار کشور دیگر عرب خلیج فارس از این بحران آسیب دیده‌اند.

عمان، که روابط خوبی با جمهوری اسلامی دارد و میانجی مذاکرات هسته‌ای بین ایالات متحده و ایران بود، روز شنبه هدف حمله پهپادی به بندر تجاری دقم در ساحل دریای عرب قرار گرفت.

به نظر می‌رسد ریاض، پایتخت عربستان سعودی، روز شنبه هدف حمله قرار گرفت که باعث صدور بیانیه‌ای تند از سوی دولت این کشور شده است.

در این بیانیه آمده است: «پادشاهی عربستان سعودی با شدیدترین لحن، حملات آشکار و بزدلانه ایران به منطقه ریاض و ولایت شرقی را که با موفقیت رهگیری شدند، رد و محکوم می‌کند. این حملات را نمی‌توان به هیچ بهانه‌ای توجیه کرد.»

این اولین باری نیست که ایران به همسایگان عرب خود در خلیج فارس، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، حمله کرده است، اما تاکنون هیچگاه در این مقیاس نبوده است.

یک گروه شبه‌نظامی تحت حمایت ایران در عراق، در سال ۲۰۱۹ تعداد زیادی پهپاد به تأسیسات پتروشیمی آرامکوی سعودی در بقیق و خریص شلیک کرد و نیمی از ظرفیت صادرات روزانه آن را موقتا از کار انداخت.

در ماه جون سال گذشته، ایران موشک‌های بالستیک را به پایگاه هوایی العدید در قطر شلیک کرد، اما این اقدام به عنوان پاسخی نمایشی به حمله هوایی عملیات «چکش نیمه‌شب» امریکا که سایت‌های هسته‌ای ایران در اصفهان، نطنز و فردو را نابود کرد، تلقی شد و تهران از قبل در این مورد هشدار داده بود.

بحرین، که بخش بزرگی از جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند و گاه شاهد ناآرامی از سوی آنان است، مدت‌هاست که ایران را به تأمین مالی، آموزش و تسلیح شورشیان در این کشور متهم می‌کند.

با این حال، هیچیک از این موارد با وضعیتی که کشورهای عربی خلیج فارس اکنون تجربه می‌کنند، قابل مقایسه نیست.

این جنگ چگونه به پایان خواهد یافت؟

برای رئیس جمهور ترامپ، اسرائیل، بسیاری از دولت‌های خاورمیانه و البته برای بسیاری از خود ایرانیان، بهترین نتیجه در حال حاضر، پایان سریع رژیم جمهوری اسلامی و به دنبال آن گذار آرام به دموکراسی و جهانی است که ایران بتواند روابط عادی با سایر کشورها داشته باشد.

با این حال، چنین سناریویی به هیچ وجه قطعی نیست.

در حال حاضر، ایالات متحده و اسرائیل تلاش می‌کنند تا توانایی ایران در ادامه پرتاب موشک و پهپاد را قبل از اینکه بتوانند آنها را شلیک کنند، از بین ببرند.

برای سپاه پاسداران ایران، معضل این است که آیا حمله به اهداف عمده مانند کشتی جنگی امریکایی را به امید شکستن سدهای دفاعی آن افزایش دهد، یا بخش زیادی از زرادخانه پنهان خود را برای لبریز کردن کاسه صبر رئیس جمهور ترامپ، حفظ کند.

ایران همچنین می‌داند که ذخیره موشکی و پهپادی محدودی دارد، اما توانایی دفاع هوایی دشمنانش هم محدود است.

در صورتی که ذخایر دفاع هوایی آنان قبل از تمام شدن موشک‌ها، پهپادها یا پرتابگرهای ایران تمام شود، زندگی برای کسانی که در خلیج فارس حضور دارند می‌تواند نگران‌کننده‌تر شود.

توازن قدرت به شدت به نفع ایالات متحده و اسرائیل است. این دو کشور دارای قدرتمندترین و پیشرفته‌ترین ارتش‌های جهان هستند.

دو گروه ناو هواپیمابر تهاجمی ایالات متحده با بیش از ۲۰۰ هواپیمای جنگی در منطقه حضور دارند، در حالیکه ایران، که سال‌هاست تحریم‌های گسترده علیه آن وضع شده، نیروی هوایی قابل توجهی ندارد.

هم اسرائیل و هم ایالات متحده از برتری هوایی کامل برخوردارند.

اما تهران هنوز هم چیزهایی در اختیار دارد.

رژیم جمهوری اسلامی،‌ با آنکه تضعیف شده و در میان بخش زیادی از جمعیت خود نامحبوب است، اما برای اینکه خود را در بلندمدت برنده این درگیری بخواند، کافی است که در مقابل حملات دوام بیاورد.

جمهوری اسلامی، با شعار شهادت‌طلبی خود، می‌تواند درد و رنج بسیار بیشتری را نسبت به ایالات متحده تحمل کند و هر چه درگیری طولانی‌تر شود، رئیس‌جمهور ترامپ مشتاق‌تر خواهد بود که راهی برای پایان دادن به آن پیدا کند.

آیا امریکا و ایران به میز مذاکره باز خواهند گشت؟

اگر رژیم ایران سقوط کند، دیگر نیازی به این کار نخواهد بود.

اما اگر دوام بیاورد، که احتمالش زیاد است، آنگاه خواسته‌های سه‌گانه واشنگتن از تهران دوباره مورد توجه قرار خواهد گرفت، یعنی: مهار برنامه هسته‌ای مشکوک ایران، از جمله از سرگیری بازرسی‌ها؛ پایان دادن به برنامه موشک‌های بالستیک ایران؛ و پایان دادن به حمایت ایران از شبه‌نظامیان نیابتی در منطقه، مانند حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها.

عمان می‌گوید در مذاکرات جنیوا در ماه گذشته در مورد پرونده هسته‌ای پیشرفت واقعی حاصل شده است.

اما ایران بحث در مورد دو موضوع دیگر را رد کرد، امری که باعث دونالد ترامپ بگوید «از روند مذاکرات راضی نیست».

این احتمال وجود دارد که تماس‌های پشت پرده منجر به برقراری آتش‌بس و به دنبال آن بازگشت به مذاکرات شود.

اما اگر مواضع دو طرف برای امتیاز گرفتن تغییر نکرده باشد، اقدام نظامی می‌تواند از سر گرفته شود.

بنابراین، برای فعلا درگیری همچنان ادامه خواهد داشت.