«دیگر نمیتوانم رویایی داشته باشم»؛ ایرانیان ساکن ترکیه درباره جنگ چه میگویند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, آینور تکین و فندانور اوزتورک
- شغل, بخش ترکی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
ایرانیان ساکن ترکیه از زمان آغاز جنگ، احساسات متناقضی را میان بیم و امید تجربه میکنند.
زنان ایرانی که با بخش ترکی بیبیسی گفتوگو کردهاند میگویند دشواریهای فراوانی برای تماس با خانوادههای خود در ایران دارند و دچار اضطراب شدیدی هستند.
برخی از آنها حملات اسرائیل و آمریکا را روزنه امیدی پس از سالها مقاومت در برابر حکومت و راهی برای دگرگونی پایدار در ایران میبینند.
برخی دیگر میگویند سرنوشت کشور باید به دست خود ایرانیان تعیین شود و معتقدند جنگ فقط وضعیت را بدتر میکند.
همه زنانی که در استانبول و آنکارا با آنها گفتوگو کردیم از ما خواستند نام آنها را در گزارش تغییر دهیم.
«ما نمیتوانستیم این کار را انجام دهیم، اما حالا شاید انقلاب شود»
آوا، دانشجوی ساکن استانبول، میگوید در طول هفته اول جنگ هیچ راهی برای تماس با خانوادهاش نداشته است و حالا هم فقط چند دقیقه در هفته میتواند با آنها تماس بگیرد.
او توضیح میدهد که از زمان شروع جنگ پدرش دیگر سر کار نمیرود و مادرش حتی خرید هم نرفته است و همه خانواده از ترس کنار هم ماندهاند.
او میگوید در منطقهای که خانوادهاش زندگی میکند موشکها نه مناطق مسکونی بلکه مناطق نظامی را هدف قرار میدهند اما پنجرههای خانه آنها مدام در حال لرزش است.
آوا میگوید رویدادهای جنگ را از طریق شبکههای اجتماعی پیگیری میکند اما معتقد است کانالهای موجود میزان ویرانی ایران را آن طور که هست منعکس نمیکنند.
او توضیح میدهد که شهرها چگونه ویران شدهاند و تاسیسات آب و برق نابود شدهاند و نگران است که اگر جنگ ادامه پیدا کند دیگر چیزی از ایران باقی نماند.
هرچند هنوز فکر میکند که شاید این وضعیت آغاز تازهای برای ایران باشد.
«ما مردم زورمان به رژیم نمیرسید اما شاید حالا انقلاب شود. برخی معتقدند رضا پهلوی خواهد آمد و قدرت را به دست خواهد گرفت و بعد انتخابات برگزار میشود.»

منبع تصویر، Getty Images
«جنگ وضعیت ایران را بدتر کرده است»
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
هلما، ۴۲ ساله، که از چند سال پیش ساکن استانبول شده میگوید برای حفاظت از دخترش در برابر زور و سرکوب در کشور تصمیم به زندگی در ترکیه گرفته است.
«با خودرو همراه دخترم سفر میکردیم که به دلیل بیرون بودن موهای دخترم ماشین مرا جریمه و ۱۵ روز توقیف کردند.»
«ایران جای امنی برای زنان نیست. اینجا دخترم هر کاری دلش بخواهد میتواند بکند، اگر بخواهد میتواند به بار و رستوران برود و دوستانش را ببیند.»
هلما میگوید برخلاف آنهایی که معتقدند حملات اسرائیل و آمریکا برای ایران آزادی به ارمغان میآورد، من معتقدم جنگ باعث میشود وضعیت ایران بدتر شود.
او معتقد است آمریکا و اسرائیل فقط به دلیل منافع خودشان و به دست آوردن نفت به ایران حمله کردهاند.
او نگران خانوادهاش در ایران است.
«من نمیتوانم زیاد با پسرم در ایران حرف بزنم. خواهرم که فرزند خردسال دارد هم درامان نیست. سعی میکنم با او تماس بگیرم اما نمیتوانم، ارتباط ضعیف است و مدام قطع میشود. بانکها کار نمیکنند و وضعیت اقتصادی بد است. در حمله به یک مدرسه ۱۵۰ دختربچه کشته شدهاند و ایرانیها سرگشته و آشفته شدهاند.»
«برخی از ما خواهان این جنگ بودهاند، اما حالا وضعیت از قبل بدتر شده است. ایرانیها مردمانی متمدن و توانمند هستند اما دشواریهای فراوانی را ناچارند تحمل کنند. چنین زندگی فلاکتباری درخور مردم ایران نیست.»
کشتهشدن علی خامنهای که سی و هفت سال رهبر جمهوری اسلامی بود، باعث احساسات متناقضی در میان مردم ایران شد.
هلما در حالی که معتقد است علی خامنهای «جنایتهای بسیاری» مرتکب شده و مسئول مرگ بسیاری از افرادی است که علیه رژیم اعتراض کردند، اما میگوید مردم ایران باید خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند.
«همه به آمریکا اعتماد کردهاند اما من هیچ اعتمادی به آمریکا ندارم. من به اینکه میگویند شاه میآید و همه چیز درست میشود باور ندارم.»
«امکان ندارد که یک نفر بیاید و همه چیز را درست کند. ایرانیان مستقل از آمریکا و اسرائیل یا رهبران مذهبی میخواهند زندگی آزادانه خود را داشته باشند.»
«من هم با رژیم فعلی و هم با جنگ مخالفم»

منبع تصویر، Getty Images
به نظر افروز که هنرمند است حتی افراد منتقد حکومت فعلی در رویارویی با حمله خارجی احساس ناامنی و هراس میکنند.
افروز که سالهاست در استانبول زندگی میکند میگوید نظری میانه دارد: «من از این حمله حمایت نمیکنم اما سیاستهای جمهوری اسلامی ایران را هم در بسیاری موارد تائید نمیکنم.»
او میگوید برای خارجیها درک افرادی که از جنگ حمایت میکنند خیلی سخت است اما دلایل متعددی برای آن وجود دارد.
«افرادی که از حمله نظامی حمایت میکنند کمک خارجی را به عنوان آخرین راه برای دستیابی به حقوق اساسی خود پذیرفتهاند و از خطرات احتمالی آن آگاه هستند.»
«هر ایرانی اکنون با کشمکش درونی برای حفظ انسانیت خود روبهروست. برای رسیدن به آزادی و صلح لازم است نسبت به دیدگاههای مختلف با همدلی برخورد کنیم.»
افروز میگوید مردم داخل ایران دسترسی محدودی به اینترنت دارند و دسترسی به اینترنت جهانی برای آنها دشوار است.
او میگوید از طریق تلفن یا پیامرسانها نمیتواند با خانوادهاش تماس بگیرد و استفاده از ویپیانها برای همه امکانپذیر نیست.
او میگوید اپلیکیشن قدیمی پیامرسان ایرانی روی گوشی خود داشته است که امکان ارتباط پیامکی محدودی با خانوادهاش در ساعتهای مشخصی از شبانهروز را امکانپذیر میکند.
«زنان ایران به این راحتی از پا نمینشینند»
دیبا که تحصیلات دانشگاهی خود را در آنکارا ادامه میدهد میگوید فقط چند دقیقه در هفته میتواند با خانوادهاش تماس بگیرد.
«تلخترین بخش ماجرا این است که در این گفتوگوهای کوتاه آنها فقط میتوانند بگویند خوب و سالم هستند و تماس را قطع کنند.»
«ما یک هفته نگرانی را تحمل میکنیم تا به آن تماس کوتاه برسیم. این وضعیت از نظر عاطفی به ما آسیب شدیدی میزند.»
دیبا میگوید هرگز در طول زندگی خود در ایران احساس امنیت نکرده است.
«رژیم در کوچکترین تصمیمات زندگی ما دخالت میکرد و زندگی روزمره نبرد و مبارزهای مداوم بود. تا زمانی که این رژیم قدرت را در دست دارد من باور نمیکنم هیچ زنی در ایران چه از نظر جسمی و چه از نظر روانی واقعا احساس امنیت کند.»

منبع تصویر، Getty Images
دیبا توضیح میدهد که در جریان اعتراضات دی ماه که در جریان آن هزاران نفر کشته شدند، همراه خانوادهاش در ایران بود.
«با وجود همه مشقتها مردم به طور شگفتآوری امیدوارند. جامعه در راه رسیدن به آزادی پس از سالها سرکوب احساس همدلی و همراهی میکند.»
«رویای من برای ایران کشوری است که مردمانش بتوانند آزاد زندگی کنند. جایی که زنان حقوق برابر داشته باشند و نسلهای آینده مجبور نباشند در ترس و فشار محدودیتها زندگی کنند.»
زنان ایران احساسات گوناگونی درباره آینده خود و کشورشان دارند.
برین، یک دانشجوی دیگر ساکن آنکارا میگوید هرچند در ترکیه زندگی میکند اما باز هم احساس امنیت نمیکند.
«چون نمیتوانم به ایران بازگردم و اجازه اقامت طولانی مدت در ترکیه هم نداریم و همین موضوع باعث نگرانی میشود.»
برین میگوید: «دیگر نمیتوانم رویایی داشته باشم.»
افروز با وجود این شرایط میگوید به مردم ایران اطمینان دارد و نسبت به آینده ایران امیدوار است.
«زنان ایران مبارزند و به راحتی از پا نمینشینند.»


































