شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
از ادعای ترامپ تا انکار تهران؛ آیا گفتوگو به معنای پایان سریع جنگ است؟
- نویسنده, لیز دوست
- شغل, خبرنگار ارشد بینالملل، بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
توصیف اغراقآمیز دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از «گفتوگوهای بسیار جدی» با ایران این تصور را ایجاد کرد که درهای دیپلماسی برای دستیابی به آنچه او «حلوفصل کامل و تمامعیار خصومتها در خاورمیانه» خواند، کاملا گشوده شده است.
اما ایران تقریبا بلافاصله آغاز گفتوگوها را رد کرد و تا این لحظه، فقط نشانههایی از باز شدن روزنههایی بسیار کوچک، آن هم در حد یک شکاف، دیده میشود.
یکی از این روزنهها همان مسیری است که در دورهای پیشین دیپلماسی، در فوریه و ژوئن سال گذشته، با حملات اسرائیل به ایران با حمایت آمریکا، مسدود شد و همان اندک اعتماد موجود را نیز از میان برد.
گفته میشود میان دو مذاکرهکننده اصلی در گفتوگوهای پیشین، یعنی عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و استیو ویتکاف، فرستاده آمریکا، تماسهایی برقرار شده است. اما این گفتوگوها بسیار مقدماتی توصیف میشوند.
و تهران اکنون کانال آقای ویتکاف را نوعی فریب و صحنهسازی تلقی میکند.
وزارت خارجه ایران در واکنش به سخنان آقای ترامپ اعلام کرد: «اظهارات رئیسجمهور آمریکا بخشی از تلاشها برای کاهش قیمت انرژی و خریدن زمان برای اجرای طرحهای نظامی او است.»
این برداشت را ناظران دیگری هم دارند که میگویند فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا تحت فشاری روزافزون قرار دارد تا قیمت نفت را کاهش دهد، بازارهای سهام را تقویت کند و نشان دهد که برای پایان دادن به این جنگ خطرناک، که در سراسر جهان از جمله آمریکا شوک اقتصادی به وجود آورده، پیشرفتی حاصل شده است.
دونالد ترامپ همچنان در جستوجوی همان دری است که در ونزوئلا به روی او گشوده شد؛ یعنی نسخهای ایرانی از دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا؛ رهبری قدرتمند اما عملگرا که آقای ترامپ بتواند او را با خواست خود همراه کند.
رئیسجمهور آمریکا در روزهای آغازین این جنگ، ونزوئلا را برای ایران «سناریوی بینقص» توصیف کرده بود.
این سخن، نشاندهنده درکی نادرست از تفاوتهای بنیادی میان ونزوئلا و ساختار چندلایه قدرت در ایران بود؛ ساختاری که طی نزدیک به پنج دهه، برای تضمین بقای خود، با کنار زدن اصلاحطلبان و سرکوب مخالفان، صیقل خورده و سختتر شده است.
اما آقای ترامپ اکنون میگوید آنها با «مقامی بلندپایه» در جمهوری اسلامی طرف هستند.
فردی که در ابتدا نامی از او برده نمیشد، اما پس از گزارشهای اولیه رسانههای اسرائیلی، حالا نامش بارها مطرح شده است: محمدباقر قالیباف.
او در ساختار قدرت در ایران نقشهای مهمی بر عهده داشته است، از جمله فرماندهی نیروی انتظامی، فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیز ریاست مجلس.
او چهار بار در انتخابات ریاستجمهوری ناکام ماند و ایرانیانی را که در فوریه در سراسر کشور به خیابان آمدند و خواهان تغییر بودند، «دشمن» و «تروریست» خواند.
اما در جهانبینی ترامپ، قالیباف مردی قدرتمند است که شاید بتواند شکاف میان نهادهای امنیتی و سیاسی ایران را پر کند.
برخی منابع میگویند تلاشهای غیرمستقیمی برای گشودن مسیر گفتوگو با آقای قالیباف صورت گرفته، اما هنوز هیچ نشانه رسمی یا علنی در دست نیست که حاکی از موفقیت این تلاشها باشد.
برای ایران، این مسیر همچنان بسیار پرخطر است، زیرا اسرائیل پیدرپی مقامهای ارشد را ترور کرده است؛ از جمله علی لاریجانی، چهره امنیتی محافظهکاری که ساختار نظام را از درون به خوبی میشناخت و در صورت آغاز مذاکراتی جدی، میتوانست میانجی احتمالی باشد.
محمدباقر قالیباف نیز در میان تندروترین جریانهای این ساختار، که اکنون بر تصمیمگیریها مسلط شدهاند، جایگاهی تثبیتشده دارد. پس از کشته شدن علی لاریجانی بیش از پیش از او به عنوان کسی یاد میشود که شاید روزی بتواند به توافقی برسد.
یک منبع آگاه از تلاشهای مختلف برای میانجیگری، گفت: «او آخرین کسی است که هنوز در صحنه مانده و از نظر ایدئولوژیک، او را منعطفتر میدانند.» این منبع افزود: «حتی ترامپ هم گفت اگر نام او را ببرد، او را میکشند، اما اسرائیل بلافاصله نامش را مطرح کرد.»
الی گرانمایه، پژوهشگر ارشد سیاستگذاری در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «این مهمترین مسیری است که باید زیر نظر داشت.»
اما هنوز روشن نیست که در این مسیر اصلا حرکتی صورت گرفته باشد.
خانم گرانمایه افزود: «هیچیک از دو طرف تا زمانی که آمریکا و ایران به یک گشایش سیاسی نزدیک نشده باشند، در آن سطح دیدار نخواهند کرد و حتی پیش از رسیدن به آن مرحله نیز به مذاکرات زیادی نیاز است.»
آقای قالیباف تا اینجای کار به فرمانده تولید محتوا علیه آمریکا تبدیل شده و در شبکههای اجتماعی به بیانیههای آقای ترامپ پاسخ میدهد.
او روز دوشنبه در پیامی تند در ایکس نوشت: «مردم ما خواهان تنبیه کامل و تحقیر متجاوزان هستند. هیچ مذاکرهای با آمریکا انجام نشده است.»
با توجه به فاصله زیاد میان دو طرف، ادامه جنگ و تمرکز مقامهای ارشدی مانند محمدباقر قالیباف بر حفظ بقای خود و نیز نظام، هرگونه دیدار اقدامی بسیار جسورانه خواهد بود.
در حال حاضر، بخش عمده دیپلماسی به رایزنیهای تلفنی محدود شده است. میانجیها که با شتاب در پی یافتن راهی برای خروج از این باتلاق هستند که روز به روز عمیقتر میشود، پیشنهادهایی چندبندی را مطرح میکنند.
این بار، کشورهای تازهای هم وارد این بحران قدیمی شدهاند؛ از جمله پاکستان، مصر و ترکیه که خود در خط مقدم جنگ نبودهاند. رهبران این کشورها روابط شخصی نزدیکی با دونالد ترامپ برقرار کردهاند و در چارچوبی گستردهتر از همکاری میان کشورهای عربی و اسلامی، نقشی فعال ایفا کردهاند.
عمان، میانجی سنتی، که تهران بیش از همه به آن اعتماد دارد، نیز میگوید در تلاشها برای کاهش تنش و بازگشایی تنگه حیاتی هرمز نقش دارد.
اما بیشتر رهبران عرب خلیج فارس که از آنچه حملات «متهورانه» ایران به زیرساختهای کشورهایشان خواندهاند خشمگین هستند، اکنون تمرکز خود را بیشتر بر بازنگری در این رابطه گذاشتهاند.
پاکستان که رهبران نظامی و سیاسی آن به دونالد ترامپ نزدیک شدهاند، پس از تهدید او به حمله به زیرساختهای انرژی ایران، راهی برای عقبنشینی از این پرتگاه خطرناک پیش گذاشت و اعلام کرد که میتواند از همین آخر هفته میزبان گفتوگوهای سطح بالا باشد.
نکته حاشیهای جالب، اظهار نظر اخیر مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، بود که در آن از پاکستان به عنوان کشوری نام برد که نزد پدرش، رهبر پیشین که در ساعات نخست این جنگ ترور شد، محبوب بود.
اما هنوز هیچ نشانه تاییدشدهای از برگزاری هیچ دیداری وجود ندارد.
علی واعظ از گروه بینالمللی بحران میگوید: «در این لحظه هیچ گفتوگویی در جریان نیست.» او پیامهایی را که میان واشنگتن و تهران رد و بدل میشود، تلاشهایی برای «به جریان انداختن مذاکرات آتشبس» توصیف میکند.
او میگوید: «بعید میدانم این تلاشها حتی به ایجاد زمینه مشترک کافی برای یک دیدار جدی یا گفتوگوهای اساسی نزدیک شده باشند.»
در حالی که این جنگ همچنان ادامه دارد و فرسایشی شده است، ایران به روشنی نشان میدهد که میخواهد بهای سنگینی بر طرفهای مقابل تحمیل کند. تهران فهرستی از مطالبات منتشر کرده است که پذیرش آن برای واشنگتن ناممکن است؛ از تعطیلی پایگاههای آمریکا در منطقه گرفته تا پرداخت غرامت و ارائه تضمینهای محکم و الزامآور برای جلوگیری از هرگونه تجاوز احتمالی در آینده.
در طرف مقابل نیز مطالبات سختتر شده است. کشورهای عرب خلیج فارس اکنون اصرار دارند که هم موشکهای بالستیک ایران و هم مسئله کنترل تنگه هرمز، که ایران در این جنگ آن را به ابزاری نظامی تبدیل کرده است، باید در دستور کار مذاکرات قرار گیرند.
و گذشته از این، شکافی عمیق در درک متقابل و اعتماد میان طرفها وجود دارد که باعث شده بسیاری با تردید به این روند نگاه کنند.
محمدعلی شعبانی، سردبیر وبسایت امواج مدیا، میگوید: «ترامپ احتمالا بر این باور است که این جنگ دست او را برای وادار کردن ایران به پذیرش شروطش بازتر کرده است و ایران هم احساس میکند نهتنها موقعیت خود را مستحکمتر کرده، بلکه در تنگه هرمز نیز برگهای برنده بیشتری به دست آورده است.»
آقای ترامپ در پیامی که برای اعلام این گفتوگوها منتشر کرد، گفت تهدید خود برای حمله به نیروگاههای ایران را پنج روز عقب انداخته است. اکنون همه نگاهها به ضربالاجل تازه او دوخته شده است: روز جمعه، زمان بسته شدن بازارها.