«فقط می‌خواهم آنها بروند»؛ واکنش‌ها درباره احتمال مذاکرات میان حکومت ایران و ایالات متحده

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

روز سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵، کاربران در شبکه‌های مختلف اجتماعی درباره احتمال مذاکرات میان حکومت ایران و ایالات متحده نوشته‌اند و از حس‌شان گفته‌اند. کاخ سفید اعلام کرده است که برنامه‌ها برای مذاکرات با ایران همچنان «در حال تغییر» است، هرچند مقامات ایرانی هرگونه تماس میان دو طرف را رد کردند.

بی‌بی‌سی فارسی تلاش می‌کند بر اساس روایت‌های افرادی که با روش‌های مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شده‌اند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند و نظرات بعضی از شهروندان ایرانی درباره موضوعات مختلف روز را بازتاب دهد.

مردی در دهه ۳۰ زندگی خود در تهران درباره اینکه آیا اصلا تلاش دیپلماتیکی در جریان است یا نه، تردید داشت؛ موضوعی که ترامپ پیش‌تر به آن اشاره کرده بود.

او گفت: «فکر نمی‌کنم هیچ مذاکره‌ای در حال انجام باشد. او [ترامپ] گاهی چیزهای مختلفی می‌گوید. فکر می‌کنم بازی‌هایش پیچیده است.»

مردی دیگر که حدود ۳۰ ساله است از کرج گفت: «فکر نمی‌کنم آن‌ها مذاکره کنند. اگر منطقی نگاه کنیم، جمهوری اسلامی هنوز کاملا پابرجاست. نه آن‌ها و نه آمریکا به آنچه می‌خواستند نرسیده‌اند. ایدئولوژی جمهوری اسلامی همچنان وجود دارد. حتی اگر جنگ متوقف شود، در مقطعی دوباره شروع خواهد شد.»

مردی حدود ۲۰ ساله چندان خوش‌بین نبود.

او گفت: «از کل این وضعیت کمی ناراحت هستم و خیلی به حرف‌های ترامپ امیدوار نیستم. این فقط یک حدس شخصی است، اما فکر می‌کنم بدترین روزهای جنگ، روزهای پایانی آن است.»

او افزود: «فکر می‌کنم بعد از آن آتش‌بس اتفاق خواهد افتاد، اگر اصلا رخ بدهد.»

زنی در دهه ۲۰ از تهران گفت که فکر می‌کند ترامپ «در حال خریدن زمان برای بردن جنگ به مرحله‌ای دیگر است، شاید حمله زمینی. فکر نمی‌کنم قرار باشد با آن‌ها [دولت ایران] به توافق برسد.»

برخی دیگر نیز نگرانی خود را از پیامدهای احتمالی توافق میان آمریکا و ایران بیان کردند.

مردی در دهه ۳۰ زندگی‌اش گفت: «از مذاکرات حس بدی دارم. خیلی نگرانم که آن‌ها [دولت ایران] باقی بمانند. آن‌ها در موقعیت ضعف هستند. اگر بمانند، مردم داخل را قتل‌عام خواهند کرد.»

زنی در دهه ۴۰ نیز نظر مشابهی داشت.

او گفت: «نمی‌خواهم آن‌ها بمانند. برایم مهم نیست اگر جنگ طولانی‌تر شود. فقط می‌خواهم آن‌ها بروند.»

زنی دیگر می‌گوید: «نمی‌دانم چه احساسی داشته باشم. اگر جنگ تمام شود، صداهای انفجار متوقف می‌شود و اوضاع عادی می‌شود، اما در عین حال ما می‌مانیم و یک رژیم بسیار ضعیف.»

او افزود: «اما آن‌ها هنوز بر مردم خودشان قدرت دارند و فکر می‌کنم حتی خشن‌تر هم خواهند شد. فقط می‌خواهم چشم‌هایم را ببندم و همه‌چیز تمام شود. حتی نمی‌خواهم به قدم‌های بعدی فکر کنم.»

افراد دیگری که در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند در ایران زندگی می‌کنند، از تغییرات زندگی روزمره‌شان گفتند.

یکی گفت که در خانه با مادر و گربه‌هایش می‌ماند و برنامه روزانه‌اش شامل آشپزی، نوشیدن قهوه، کتاب خواندن، بازی با حیوانات خانگی و دنبال کردن اخبار شده است.

فردی دیگر، از پیک‌های موتوری که همچنان برای تحویل سفارش‌ها کار می‌کنند، قدردانی کرد و گفت که «واقعا از همه کسانی که خدمات را ادامه می‌دهند، سپاسگزار است.»

زنی که می‌گوید از تهران پست می‌کند، حمله هوایی به یک مرکز فرهنگی را توصیف کرده است که یکی از بمب‌ها هنوز منفجر نشده بود. اما او دیده است که نیروهای هلال احمر «شجاعانه به سمت محل حادثه می‌دوند» و دیگران هم در حال تخلیه مردم بودند.

او نوشته که روحیه این افراد «شکست‌ناپذیر» است.