هشدار شاهزاده رضا پهلوی و دوراهی پیش رو

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, امید پارسانژاد
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۳ دقیقه
شاهزاده رضا پهلوی امروز در پیامی خطاب به شهروندان استانهای غربی و جنوب غربی ایران، نوشته که اگر به قدرت برسد، تبعیضها را رفع میکند، اما فعلا از آنها خواسته که به «نیروهای فرصتطلبی که همیشه چشم طمع به خاک ایران داشتهاند» اجازه «سوءاستفاده» از شرایط را ندهند.
به نظر میرسد که این پیام که در آن مشخصا از کُردها نام برده شده، واکنشی باشد به گزارشها از آماده شدن احزاب مسلح کُرد برای ورود به ایران از مرزهای غربی با هدف بدست گرفتن کنترل مناطق کردنشین، البته در صورتی که حکومت مرکزی تسلط خود را در آن مناطق از دست بدهد. حملات روزهای اخیر اسرائیل به اهدافی مشخص در مناطق کردنشین ایران و انتشار گزارشها از گفتوگوی تلفنی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا با رهبران کُرد اقلیم کردستان درباره چشمانداز حوادث پیشروی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، این گمانه را تقویت کرده که شاید گروههای مسلحی، با هماهنگی در مرز مستقرشدهاند.
پیش از شروع جنگ اخیر، آقای پهلوی و مشاورانش بارها خواهان حمله آمریکا و اسرائیل به مقامات و نیروهای نظامی و انتظامی در ایران شده بودند. آقای پهلوی میگفت که تضعیف قوای مسلح جمهوری اسلامی برای برقراری «موازنه قوا» بین آنها و مخالفان حکومت ضروری است، چرا که جمهوری اسلامی اعتراضات مخالفان را با بیرحمی سرکوب کرده و هزاران نفر از آنها را کشته است.
بسیار بعید است که او و مشاورانش از این نکته به کلی غافل مانده باشند که در صورت سست شدن تسلط حکومت مرکزی، این تنها پادشاهیخواهان نخواهند بود که میتوانند از فرصت به دست آمده استفاده کنند، بلکه این فرصتی خواهد بود برای تمام گروههای مسلحی که با جمهوری اسلامی درگیر بودهاند، از جیشالعدل (گروه مسلح بلوچ که در سیستان و بلوچستان علیه جمهوری اسلامی فعالیت مسلحانه دارد) و احزاب مسلح کرد گرفته تا هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران. حتی اگر خود آقای پهلوی و مشاورانش – به فرض محال – از این احتمال غفلت کرده بودند، باز هم منتقدان آنها این هشدار را بارها تکرار کردند.
آقای پهلوی در آغاز جنگ جاری، در پیامی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را رسیدن «کمکی که رئیس جمهوری آمریکا وعده داده بود»، و یک «مداخله بشر دوستانه» توصیف کرد؛ توصیفی که بسیار بحثبرانگیز شد، بخصوص به این دلیل که در همان روز اول دهها دختر دانشآموز در مدرسهای در میناب کشته شدند و آقای پهلوی در باره آنها و دیگر غیرنظامیان جانباخته سکوت کرد، در حالی که در واکنش به کشته شدن سه نظامی آمریکایی نوشت که دلش ریش شده. او در همان پیام نوشت که «زمان بازگشت به خیابانها نزدیک است» و از هوادارانش خواست که فعلا در خانه بمانند تا او در زمان مناسب آنها را به خیابان فراخواند.
سوال این است که حالا او چه میخواهد بکند؟ قوای مسلح جمهوری اسلامی از یک طرف درگیر جنگند و از طرف دیگر بسیاری از فرماندهان و نفرات خود را از دست دادهاند. قاعدتا اگر این قوا به درجهای از فرسودگی برسند که آقای پهلوی و مشاورانش زمان را برای به خیابان آمدن پادشاهیخواهان، یا نبرد «هستههای گارد جاویدان» با اعضای فعال «دستگاه سرکوب» مناسب تشخیص بدهند، گروههای مسلح رقیب هم میتوانند از آن فرصت استفاده کنند. در چنان شرایطی آیا فرا خواندن هواداران پادشاهی به خیابان به معنای مشغول کردن بخشی از قوای مسلح باقیمانده نخواهد بود و این کار عملا کمکی- ولو ناخواسته - به همان «فرصتطلبانی» محسوب نمیشود که آقای پهلوی امروز در مورد سوءاستفاده آنها از شرایط هشدار داده است؟
به فرض فروپاشیدن ساختار جمهوری اسلامی، بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح سازماندهی شده و آموزشدیده آن احتمالا به گروههای شبهنظامی تبدیل خواهند شد که منافع خود را دنبال میکنند، چنانکه افسران و نظامیان عراق پس از اشغال آن کشور و اعلام انحلال ارتش، ناپدید نشدند. اگر تحولات غیرقابل پیشبینی ناشی از جنگ جاری به وقوع یک جنگ داخلی منجر شد، آقای پهلوی چه امکان یا توانی برای توقف آن خواهد داشت؟
(در دفترچه دوران اضطرار، برنامههایی برای بعد از استقرار «دولت گذار» آمده، اما روشن نیست که پیش از آن برای مقابله با چنین خطری چه تدبیری اندیشیده شده.)
































