تمدید دوباره مهلت ترامپ، نشانه پیشرفت دیپلماسی است یا تشدید تنش؟

دونالد ترامپ

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، جنگی که با بحث‌هایی درباره «تغییر رژیم» در ایران آغاز شد، اکنون تا حد زیادی به این پرسش تقلیل یافته است که چه کسی کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد
    • نویسنده, جیمز لندیل
    • شغل, خبرنگار دیپلماتیک، بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۴ دقیقه

تصمیم دونالد ترامپ برای تعلیق حمله به تاسیسات انرژی ایران به مدت ۱۰ روز دیگر، می‌تواند نقطه‌ای تعیین‌کننده در جنگی باشد که اکنون نزدیک به چهار هفته از آغاز آن می‌گذرد.

تعهد رئیس‌جمهور آمریکا به ضرب‌الاجل‌ها چندان ثابت و قابل اتکا نیست. این دومین بار است که او این تهدید مشخص را تمدید می‌کند. اما آقای ترامپ از این ضرب‌الاجل‌ها برای اهدافی مشخص استفاده می‌کند: ارسال پیام، منحرف کردن توجه و خریدن زمان.

برای نمونه، تصمیم تازه او برای به تعویق انداختن تهدیدش مبنی بر «نابودی کامل» زیرساخت‌های انرژی ایران را در نظر بگیرید؛ اقدامی که می‌توانست به طور چشمگیری تنش‌ها را تشدید کند، واکنش تلافی‌جویانه ایران علیه تاسیسات مشابه در کشورهای خلیج فارس را برانگیزد و شانس صلحی پایدار و بهبود اقتصاد جهانی را تضعیف کند.

ممکن است آقای ترامپ بار دیگر در پی آرام کردن بازارهای بین‌المللی بوده باشد. این واقعیت که تعلیق تازه تنها چند دقیقه پس از پایان معاملات در وال‌استریت اعلام شد، از نگاه‌ها پنهان نمانده است.

رئیس‌جمهور آمریکا شاید امیدوار باشد که بازارهای مالی، سیگنال‌های مثبت او درباره چشم‌انداز یک راه‌حل دیپلماتیک را باور کنند.

بی‌تردید این ۱۰ روز مهلت اضافه، فرصت بیشتری برای کاخ سفید فراهم می‌کند تا راه‌حلی سیاسی برای خروج از بن‌بست استراتژیکی که خود ایجاد کرده، پیدا کند.

در همین حال، روندهایی دیپلماتیک نیز در جریان است. پیام‌هایی از طریق واسطه‌ها - به‌ویژه پاکستان - میان آمریکا و ایران رد و بدل می‌شود.

ممکن است هر دو طرف فهرست‌هایی حداکثری از مطالبات ناسازگار با یکدیگر ارائه کنند، اما همچنان نشانه‌هایی از احتمال برگزاری دیداری در پاکستان وجود دارد.

دیپلمات‌ها می‌گویند سطح انتظارات پایین است. یکی از آنها گفته است: «فضا پر از فریب و نمایش است. تردید زیادی وجود دارد که یک کانال ارتباطی قابل اعتماد شکل بگیرد که بتواند بار واقعی مذاکرات را تحمل کند.» با این حال، فعلا رئیس‌جمهور آمریکا اصرار دارد که گفت‌وگوها در جریان است و به خوبی پیش می‌رود.

اما به تعویق انداختن حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، به آمریکا این فرصت را هم می‌دهد تا خود را برای این حمله - و شاید فراتر از آن - آماده کند.

نیروهای امدادی در میان آوار ساختمانی در تهران، پس از حمله شبانه، در حال جست‌وجو هستند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و در مقابل پاسخ‌های تلافی‌جویانه تهران همچنان ادامه دارد
از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

به یاد داشته باشید که یک نیروی متشکل از حدود ۲۰۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا، از ژاپن در حال اعزام به خاورمیانه است. چند هزار نیروی چترباز آمریکایی نیز از کالیفرنیا به منطقه اعزام می‌شوند. در همین حال، پنتاگون از اظهارنظر درباره گزارش وال‌استریت ژورنال مبنی بر احتمال اعزام ۱۰ هزار نیروی دیگر خودداری کرده است.

تجمع و استقرار این نیروها زمان‌بر است؛ زمانی که ترامپ اکنون برای خود خریده است.

اما برای چه هدفی؟ آیا رئیس‌جمهور آمریکا در حال ایجاد گزینه‌های نظامی بیشتر است؟ آیا واقعا قصد حمله زمینی به مناطق راهبردی در ایران را دارد؟ یا تلاش می‌کند به رهبران جمهوری اسلامی پیام دهد که بهتر است با آمریکا توافق کنند چون در غیر این صورت با پیامدهای شدیدتری روبه‌رو خواهند شد؟

آقای ترامپ روز پنج‌شنبه گفت: «اگر [به توافق] تن ندهند، ما بدترین کابوس آنها خواهیم بود… به نابود کردنشان ادامه خواهیم داد.»

صرف‌نظر از این‌که هدف رئیس‌جمهور آمریکا چیست، خودداری او از حمله به زیرساخت‌های انرژی در کوتاه‌مدت عملا همان وضعیت موجود را تثبیت می‌کند.

این به معنای آن است که حملات کنونی به اهداف نظامی ادامه خواهد یافت، پاسخ‌های تلافی‌جویانه ایران نیز ادامه پیدا می‌کند و تنگه هرمز همچنان به روی بخش عمده‌ای از تردد کشتی‌های تجاری بسته خواهد ماند.

این دقیقا همان موضوعی است که ضرب‌الاجل ترامپ بر آن متمرکز است: پیامدهای باز نشدن این آبراه حیاتی. تمدید این ضرب‌الاجل عملا به ایران اجازه می‌دهد محدودیت‌های خود بر تنگه را برای ۱۰ روز دیگر حفظ کند.

جنگی که با بحث‌هایی درباره تغییر رژیم و از بین بردن توان موشکی و هسته‌ای ایران آغاز شد، اکنون تا حد زیادی به این پرسش تقلیل یافته است که چه کسی کنترل این گذرگاه باریک آبی را در اختیار دارد؛ گذرگاهی که اقتصاد جهانی به آن وابسته است.