مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا؛ دو طرف چه می‌خواهند؟

نیروهای امدادی در حال آواربرداری ساختمانی در خیابان اندرزگو تهران که در حمله آمریکا تخریب شده است

منبع تصویر، Anadolu via Getty

توضیح تصویر، هرانا تخمین می‌زند که درگیری‌های اخیر در ایران ۳۲۹۱ کشته برجای گذاشته که از این تعداد ۱۴۵۵ نفر غیرنظامی بوده‌اند.
    • نویسنده, فرانک گاردنر
    • شغل, خبرنگار امور امنیتی بی‌بی‌سی
    • در, دوحه
  • زمان مطالعه: ۴ دقیقه

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اصرار دارد که ایالات متحده در حال مذاکره با ایران برای پایان دادن به جنگ است اما تهران بارها گفته که هیچ مذاکره‌ای در حال انجام نیست.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفت که پیام‌هایی از طریق واسطه‌ها با آمریکا رد و بدل شده است، اما تاکید کرد که این پیام‌ها «نه گفتگو هستند، نه مذاکره، و نه چیزی شبیه به این».

آقای ترامپ روز چهارشنبه (۵ فروردین) گفت مقام‌های ایران «می‌ترسند» به مذاکرات اعتراف کنند «زیرا فکر می‌کنند که به دست مردم خود کشته خواهند شد».

پس حرف چه کسی را باور کنیم؟ آیا صلح در راه است؟ یا هر دو طرف در حال آماده شدن برای یک جنگ پرهزینه و طولانی هستند که قیمت انرژی را بالا نگه می‌دارد و تمام جهان را در طول تابستان تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

نشانه‌ها حاکی از آن است که ما اکنون وارد وضعیتی می‌شویم که بی‌شباهت به بن‌بست پایان جنگ روسیه و اوکراین نیست.

هر دو طرف می‌گویند که می‌خواهند این جنگ تمام شود، اما با شرایط خودشان، که هنوز با آنچه طرف مقابل خواهد پذیرفت، فاصله زیادی دارد.

آنچه آمریکا و اسرائیل می‌خواهند

وقتی این جنگ در ۹ اسفند آغاز شد، امیدهای زیادی در آمریکا و اسرائيل وجود داشت که برتری نظامی قاطع هر دو کشور بر ایران، منجر به فروپاشی اجتناب‌ناپذیر جمهوری اسلامی شود. در غیر این صورت، ایران که از قبل در تنگنای اقتصادی شدیدی قرار داشت، به زانو در خواهد آمد و به صلح با شرایط آمریکا تن خواهد داد.

اما تا این لحظه این اتفاق نیفتاده است. بنابراین ممکن است آمریکا و اسرائیل آنچه را که می‌خواهند لزوماً به دست نیاورند، زیرا هر روز که رژیم ایران زنده می‌ماند، جسورتر می‌شود.

جزئیات طرح پیشنهادی ۱۵ ماده‌ای آمریکا که شبکه ۱۲ اسرائیل منتشر کرده است، شامل پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران، پایان دادن به برنامه موشک‌های بالستیک آن و پایان دادن به حمایت ایران از «شبه نظامیان نیابتی» مانند حوثی‌ها در یمن و حزب‌الله در لبنان است.

در عوض، ایران از تخفیف تحریم‌ها و کنترل مشترک بر تنگه هرمز بهره‌مند خواهد شد.

ایران چه می‌خواهد؟

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

در ابتدا، ایران طرح ۱۵ ماده‌ای ایالات متحده را قاطعانه رد کرد و آن را «افراطی» خواند.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز چهارشنبه (۵ فروردین) لحن ملایمتری به کار برد. او به تلویزیون دولتی ایران گفت که «برخی ایده‌ها» به رهبران ارشد کشور پیشنهاد شده و «اگر لازم باشد موضعی اتخاذ شود، قطعاً مشخص خواهد شد».

در عوض، رسانه‌های دولتی ایران پنج شرط برای پایان جنگ ذکر کرده‌اند که شامل پرداخت غرامت جنگی، به رسمیت شناختن بین‌المللی «حق حاکمیت ایران برای کنترل تنگه هرمز» و تضمین عدم حمله مجدد به ایران می‌شود.

این خواسته‌ها به مذاق آمریکا و متحدان عربش در خلیج فارس، خوش نخواهد آمد.

ایران معتقد است که به عنوان بزرگترین کشور منطقه، با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر و با طولانی‌ترین خط ساحلی در خلیج فارس، باید نقش خود به عنوان «پلیس خلیج فارس» را از سر بگیرد، نقشی که در دوران حکومت محمدرضا پهلوی، از آن برخوردار بود.

ایران مایل است ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، که در بحرین مستقر است، از منطقه خارج شود تا ایران با حمایت متحدانش روسیه، چین و کره شمالی به قدرت نظامی برتر در خلیج فارس تبدیل شود.

ایران می‌گوید پس از دو بار مذاکره یک سال گذشته که منجر به درگیری با اسرائيل و حملات نظامی آمریکا شد، در اعتماد به ایالات متحده مشکل جدی دارد.

منتقدان ایران می‌گویند که ایران صرفاً مذاکرات را به تعویق می‌انداخت و هیچ قصدی برای کنار گذاشتن برنامه‌ها و سیاست‌هایی که کل منطقه را تهدید می‌کند، نداشت.

خواسته کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس چیست؟

حمله پهپادهای ایران به بندر فجیره در امارات

منبع تصویر، AFP via Getty

توضیح تصویر، حمله پهپادهای ایران به بندر فجیره در امارات

اعراب خلیج فارس از آنچه اتفاق افتاده، ناامید شده‌اند.

آنها علاقه زیادی به رژیم جمهوری اسلامی نداشتند، اما قبل از شروع این درگیری، به توافقی نه چندان مطلوب با ایران رسیده بودند.

آنها اکنون نظاره‌گر این هستند که آمریکا تمام تلاش خود را برای این جنگ به کار گرفته و هنوز نتوانسته رژیم ایران را سرنگون کند، در عوض آن را زخمی و خشمگین رها کرده تا با پهپادها و موشک‌های خود به همسایگانش در این سوی خلیج فارس حمله کند.

با وجود ناامیدی واشنگتن و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، ایران اکنون از نظر استراتژیک در موقعیت بسیار قوی‌تری نسبت به یک ماه پیش قرار دارد، زیرا توانسته است کنترل تنگه حیاتی هرمز را به دست آورد.

این امر به تهران قدرت نفوذ زیادی بر بازار جهانی انرژی می‌دهد، زیرا می‌داند فشار بین‌المللی بر دونالد ترامپ، به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، برای پایان دادن به این جنگ، گزینه‌های او را محدود خواهد کرد.

در حالت ایده‌آل، کشورهای خلیج فارس دوست دارند اوضاع به حالت یک ماه پیش برگردد، اما اتفاقات زیادی افتاده است و ایران اکنون تمایلی به عقب‌نشینی ندارد.

گزینه‌های آقای ترامپ ممکن است با ورود حدود ۵ هزار تفنگدار دریایی ایالات متحده به منطقه، به همراه چتربازان لشکر ۸۲ هوابرد ایالات متحده، چند برابر شود، اما در اینجا خطراتی نیز وجود دارد.

مکان‌های مختلفی وجود دارد که این نیروها می‌توانند در آن مستقر شوند: از پایانه صادرات نفت ایران در جزیره خارک، تا سواحل ایران در استان هرمزگان، تا تنگه باب المندب در ورودی جنوبی دریای سرخ؛ و یا می‌توانند فقط برای اعمال فشار بیشتر بر تهران در منطقه فقط حضور داشته باشند.

اما هرگونه عملیات زمینی، احتمال تلفات بیشتر آمریکایی‌ها را به همراه دارد. امری که در داخل آمریکا به شدت نامحبوب است و خطر کشاندن ایالات متحده به عمق درگیری را که بسیاری آن را «جنگ انتخابی» می‌نامند، به همراه دارد.

ادامه بقای رژیم جمهوری اسلامی، اعضای آن و خواسته‌هایش را جسورتر کرده است. حکومت ایران معتقد است که هم زمان و هم جغرافیا به نفعش است.

هرچه کاخ سفید بیشتر به دنیا بگوید که ایران مشتاق یک توافق است، تمایل ایران برای انجام آن کمتر می‌شود.