شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
رهبر جدید جمهوری اسلامی؛ جنگ، قدرت و نبرد برای مشروعیت
- نویسنده, امیر عظیمی
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
تلویزیون ایران اندکی پس از نیمهشب یکشنبه برنامه عادی خود را با خواندن اعلامیهای احساسی، قطع کرد.
مجری تلویزیون تایید کرد که مجتبی خامنهای، پسر علی خامنهای، برای جانشینی پدرش انتخاب شده است.
این اعلام یک هفته پس از آن صورت گرفت که علی خامنهای در نخستین موج حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در روز ۹ اسفند کشته شد؛ روزی که آغاز جنگ کنونی میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل بود.
مرگ او بزرگترین شوک رهبری در تاریخ جمهوری اسلامی از زمان شکلگیری آن به شمار میرود.
پس از این اتفاق، روند انتخاب رهبر جدید در شرایطی غیر معمول آغاز شد.
انتخاب رهبر جمهوری اسلامی ایران پشت درهای بسته انجام میشود. این تصمیم بر عهده مجلس خبرگان است؛ نهادی ۸۸ نفره از روحانیان شیعه که طبق قانون اساسی وظیفه دارد بر رهبری جمهوری اسلامی نظارت کند و زمانی که این مقام خالی میشود جانشین را انتخاب کند.
حتی در شرایط عادی نیز این روند شفاف نیست. در میانه جنگ این وضعیت حتی مبهمتر هم شده است.
از سایهها
اطلاعات اندکی به طور عمومی درباره مجتبی خامنهای وجود دارد. او که اکنون ۵۶ سال دارد، هرگز منصب انتخابی یا مقام رسمی در ساختار دولت نداشته است.
او در حوزه علمیه قم تحصیل کرده و چند سالی در کلاسهای خارج فقه تدریس میکرد؛ گامی در راستای آمادگی برای سمت رهبری در جمهوری اسلامی.
سال گذشته بدون توضیح روشنی گزارش شد که این کلاسها توسط او متوقف شدهاند. باور بر این بوده که پدرش نمیخواست چنین به نظر برسد که او در حال آماده شدن برای به دست گرفتن رهبری در آینده است. علی خامنهای به طور کلی تمایلی نداشت پسرانش را به طور آشکار وارد سیاست یا امور عمومی کند، چون نسبت به هرگونه تصور جانشینی موروثی پس از سرنگونی سلطنت پهلوی در انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ حساس بود.
اما در پشت صحنه، به طور گسترده تصور میشد که مجتبی به شدت در اداره دفتر رهبر، قدرتمندترین نهاد با نفوذ در حوزههای اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و سیاسی، نقش داشته است. برخی تحلیلگران استدلال میکنند که او به طور پنهانی نفوذ قابل توجهی بر سیاست ایران اعمال میکرد.
شواهدی از دخالت او در سیاست کشور در جریان انتخابات ریاستجمهوری در سال ۱۳۸۴ که به قدرت رسیدن محمود احمدینژاد انجامید، پدیدار شد. بسیاری در درون ساختار سیاسی ایران معتقدند حمایت مجتبی خامنهای در جریان رایگیری، به بسیج شبکههای مذهبی محافظهکار و گروههای مرتبط با نیروهای امنیتی برای پشتیبانی از محمود احمدینژاد، نامزد اصولگرایان کمک کرد.
اعلام پیروزی محمود احمدینژاد در دومین انتخاباتش در سال ۱۳۸۸، پس از آنکه چهرههای مخالف، از جمله میرحسین موسوی، نتایج را زیر سوال بردند، اعتراضهای گستردهای را برانگیخت. این تظاهرات با سرکوبی فراگیر مواجه شد. آقای موسوی از آن زمان تاکنون بیش از ۱۶ سال در حصر خانگی باقی مانده است.
نظامی ساختهشده حول یک نفر
شرایطی که به ارتقای مجتبی انجامیده است بسیار پیچیده است. ایران در نبرد نظامی مستقیم با ایالات متحده و اسرائیل به سر میبرد. این در حالی است که حکومت هنوز با پیامدهای یک خیزش داخلی بزرگ که قصد داشت نظام را به چالش بکشد، دستوپنجه نرم میکند.
بیش از چهار دهه است که جمهوری اسلامی بر اساس یک منطق روشن و درونی عمل کرده است: رقابت شدیدی میان جناحهای سیاسی و نهادها در سطوح پایینتر قدرت وجود دارد، اما حرف آخر همیشه با رهبر جمهوری اسلامی است.
یک هفتهای که از مرگ علی خامنهای گذشت نشان داد که این نظام تا چه اندازه به آن ساختار وابسته است. بدون رهبری در راس، روند تصمیمگیری متوقف شد و عدم قطعیت در سراسر نظام سیاسی گسترش یافت.
با اقدام سریع برای انتصاب مجتبی خامنهای، به نظر میرسد ساختار حاکم میخواهد پیام روشنی ارسال کند: هیچ چیز اساسی تغییر نکرده است و، «کارها طبق روال ادامه خواهد داشت».
با این حال، پذیرش یک رهبر جدید به سادگی اعلام آن نیست.
اعلام وفاداری
در ساعتهای پس از اعلام این خبر، نهادهای سیاسی و نظامی یک به یک وفاداری خود را به رهبر جدید اعلام کردند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فراتر از بسیاری دیگر رفت. چهرههای ارشد در این سازمان نه تنها اطاعت خود را اعلام کردهاند که از مجتبی خامنهای به عنوان «نایب امام زمان» جدید یاد کردهاند؛ عبارتی که قبلا در مورد پدرش هم استفاده میکردند.
این اقدامات برای نشان دادن وحدت در راس حکومت انجام میشود. اما هدف دیگری هم دارد. اگر اعلامهای وفاداری به طور روشن تثبیت نشود، جانشینی میتواند فرصتی برای جناحهای رقیب سیاسی یا منتقدان نظام فراهم کند تا برای تغییر فشار بیاورند.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی مصمم است از چنین وضعیتی جلوگیری کند.
پرسشهایی درباره مشروعیت
با وجود تلاش برای تثبیت سریع، رهبر جدید با پرسشهای جدی درباره مشروعیتش روبهرو است.
برخلاف بسیاری از روحانیان ارشد، مجتبی خامنهای در محافل مذهبی به طور گسترده به عنوان آیتالله شناخته نمیشود. به نظر میرسد تلویزیون با اشاره فوری به او به عنوان «آیتالله مجتبی خامنهای» سعی کرد به این پرسش، پاسخ دهد؛ عنوانی که ظاهرا خیلی سریع از سوی بسیاری از کسانی که پیشتر وفاداری خود را اعلام کردهاند، پذیرفته شده است.
علی خامنهای، پدر مجتبی خامنهای نیز هنگام انتخاب به عنوان رهبر جمهوری اسلامی با چالشی مشابه روبهرو شد. اما تفاوتهای مهم دیگری هم بین آن دوران و زمان حال وجود دارد.
علی خامنهای نزدیک به یک دهه به عنوان رئیسجمهور فعالیت کرده بود و متحدان قدرتمندی در سراسر نظام سیاسی داشت. مجتبی خامنهای، در مقابل، بیشتر دوران حرفهای خود را دور از دید عموم گذرانده است.
بسیاری از چهرههایی که زمانی حلقه نزدیک پیرامون علی خامنهای را تشکیل میدادند، مانند فرماندهان ارشد سپاه، مقامهای اطلاعاتی و بازیگران سیاسی، یا در جریان جنگ ۱۲ روزه در تابستان ۲۰۲۵ کشته شدند یا در حملات هوایی هفته گذشته که پدر، مادر و همسر او را کشت، جان باختند.
برای چند روز حتی گمان میرفت خود مجتبی خامنهای نیز در آن حملات کشته شده باشد اما گفته شده که او در آن حملات مجروح شده اما شدت آن هنوز مشخص نیست.
راه دشوار پیش رو
پیش از آنکه رهبر جدید بتواند راهبرد کلی ایران را شکل دهد، ابتدا باید جایگاه خود را در ساختار پیچیده قدرت جمهوری اسلامی تثبیت کند. این به معنای بیرون آمدن از دههها پنهانکاری و نشان دادن اقتدار بر فرماندهان نظامی تازه منصوبشده، جناحهای سیاسی رقیب و نهاد روحانیت است که ممکن است به طور خودکار او را نپذیرد.
در همان زمان، او باید درباره جنگ علیه آمریکا و اسرائیل، دو ارتش قدرتمند جهان تصمیم بگیرد؛ این دو کشور همچنین هشدار دادهاند که ممکن است رهبر جدید را هدف قرار دهند.
در میان افکار عمومی در ابعادی گستردهتر، وضعیت حتی نامطمئنتر است. بسیاری از کسانی که در اعتراضهای اخیر، خیابانهای ایران را پر کردند، امیدوار بودند مرگ علی خامنهای به یک مسیر سیاسی متفاوت منجر شود.
در عوض، اکنون با یک خامنهای دیگر روبهرو هستند، جوانتر، شاید پرانرژیتر، اما به شدت مرتبط با نهادهای امنیتی که به حفظ حکومت پدرش کمک کردند.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی در تلاش است در زمانی بسیار دشوار تصویری از ثبات ارائه دهد. این که آیا مجتبی خامنهای میتواند این تصویر را به اقتداری واقعی تبدیل کند یا نه، پرسشی به کلی متفاوت است؛ پرسشی که ممکن است نه تنها نتیجه جنگ کنونی بلکه آینده خود دولت ایران را شکل دهد.