جمهوری اسلامی در «نبرد بقا» در جنگی که پایانش نامشخص است

منبع تصویر، EPA
- نویسنده, لوئیس باروچو
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
پس از آنکه آمریکا و اسرائیل کارزار نظامی بیسابقهای به نیت براندازی رژیم در ایران بهراهانداختند، رهبری این کشور با وضعیتی روبهرو شده که تحلیلگران آن را آزمونی موجودیتی توصیف میکنند و هیچ مسیر روشن یا کمخطری برای رسیدن به راهحل هم به چشم نمیآید.
شش ماه پس از درگیری ۱۲ روزه در ژوئن، نیروهای آمریکا و اسرائیل در عملیاتی مشترک اهداف حکومتی و نظامی در ایران را هدف قرار دادهاند.
به گفته ارتش اسرائیل، ایران حملات تلافیجویانه علیه این کشور انجام داده است. گزارشهایی هم از حملات ایران در امارات، قطر، بحرین و کویت منتشر شده است؛ کشورهای متحد آمریکا و میزبان پایگاههای نظامی این کشور.

منبع تصویر، Getty Images
چرا حالا؟
به گفته الی گرانمایه، پژوهشگر سیاست در اندیشکده فرااروپایی «شورای روابط خارجی اروپا»، انتخاب زمان و چارچوب این عملیات از طرف دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شک و تردید چندانی درباره نیت سیاسی او نمیگذارد.
او میگوید: «با اعلام راهبرد این کارزار کاملا مشخص است که هدف نهایی ترامپ، دستکم در حال حاضر، تغییر رژیم است. او هیچ مسیر خروجی جز تسلیم برای رهبر ایران باقی نگذاشته است.»
آقای ترامپ در یک پیام ویدیویی که در پلتفرم «تروث سوشال» منتشر کرد، از نیروهای نظامی و امنیتی ایران خواست تسلیم شوند یا «با مرگ حتمی روبهرو خواهند شد.»
او همچنین گفت ایرانیان «چند نسل یک بار» چنین فرصت تاریخی دارند تا «حکومت مطلوب خود را به دست بگیرند.»
خانم گرانمایه این حمله را از نظر گستره، تاریخی توصیف میکند: «این عملیات نظامی بیسابقه آمریکا علیه ایران است و کارزاریایست که تا همین جا هم در را به طرف هرجومرج منطقهای باز کرده است، چون حملات متقابل گسترده ایران هم شروع شده است.»
به گفته اچ ای هلییر، پژوهشگر اندیشکده بریتانیایی «خدمات سلطنتی متحد»، حمله آمریکا پیشدستانه نبود: «این حمله در میانه مذاکرات شروع شد؛ یعنی از میانجیهای منطقهای، بدون اینکه خودشان خبر داشته باشند، برای استتار اقدامی برنامهریزیشده استفاده شد. … هیچ شاهدی از حمله قریبالوقوع ایران وجود نداشت که حمله پیشدستانه اسرائیل و آمریکا را توجیه کند.»
تنها چند ساعت پیش از این حملات، وزیر خارجه عمان، که در حال میانجیگری گفتوگوهای آمریکا و ایران بود، گفت توافق در دسترس است.
بدر البوسعیدی روز جمعه به تلویزیون آمریکایی سیبیاس گفت: «اگر فقط به دیپلماسی فضایی را نیاز دارد بدهیم، توافق صلح در دسترس ماست.»
او پس از حملات اخیر در شبکه ایکس نوشت که «مایوس» شده است و گفت که «مذاکرات فعال و جدی بار دیگر تضعیف شدهاند.»
او میگوید: «نه منافع ایالات متحده و نه آرمان صلح جهانی از این وضعیت بهرهای نمیبرد. … من برای بیگناهانی که رنج خواهند برد دعا میکنم. از آمریکا میخواهم بیش از این درگیر نشود. این جنگ، جنگ شما نیست.»
منطق بقا در تهران

منبع تصویر، Getty Images
گستره و بلندپروازی اعلامشده این کارزار، ساختار حاکم بر ایران را به چیزی سوق داده که کارشناسان اسمش را «نبرد برای بقا» گذاشتهاند.
خانم گرانمایه میگوید: «این یک لحظه موجودیتی برای رهبران جمهوری اسلامی است. هم ساختار امنیتی و هم بدنه ایدئولوژیک حکومت خودشان را برای جنگی طولانی با آمریکا و اسرائیل آماده کردهاند.»
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در بیانیهای گفت کشورش از «همه توان دفاعی و نظامیاش، بر اساس حق مشروع دفاع از خود» برای حفظ تمامیت ایران استفاده خواهد کرد.
خانم گرانمایه معتقد است «حداکثر تشدید تنش» اکنون در تهران نه بهعنوان اهرم فشار، بلکه بهعنوان مساله بقا دیده میشود.
هلییر هم موافق است که واکنش سریع ایران «نشاندهنده جدیتی است که تهران با این تهدید مقابله میکند.»
او میگوید: «سرعت و هماهنگی نشان میدهد که اختیارات از پیش تفویض شده و جواب فوری و با همه توان در دستور کار بوده است.»
خانم گرانمایه میگوید ایران با واکنش سریع نشان دادن دو هدف را دنبال میکند: «نشان دادن عزم در عمل به تهدیدش در منطقهای کردن هر جنگی که آمریکا شروع کند، و استفاده از توانمندیهایش پیش از آنکه در این جنگ آنها را از دست بدهد.»
او میگوید: «تهران میخواهد بهسرعت خرج جنگ را برای آمریکا و اسرائیل بالا ببرد، [به این امید که آنها را وادار کند] پیش از آنکه رژیم در داخل بیثبات شود، عقبنشینی کنند.»
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا دراندیشکده بریتانیایی «چتم هاوس»، هم با این نظر موافق است. او میگوید در حالی که جمهوری اسلامی «برای بقای خود» میجنگد، «تنها راه بقا ... این است که بهسرعت این جنگ را به سراسر منطقه صادر کند. هرچه بیشتر کشورها را بیثبات و پیامدهای جنگ را تا حد ممکن برای خاورمیانه زیادتر کند.»
خانم گرانمایه هشدار داد که متحدان منطقهای همسو با ایران، آنچه «محور مقاومت» خوانده میشود، ممکن است با وجود ناکامیهای اخیر، وقتی با خطر موجودیتی روبهرو هستند، بسیج شوند و خطر درگیری چندجبههای را بیشتر کنند.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ایران در موسسه «مطالعات امنیت ملی اسرائیل»، در یادداشتی برای شورای آتلانتیک نوشته است که هرچه این حمله طولانیتر و گستردهتر شود، احتمال فعال شدن این شبکه از نیروهای شبهنظامی منطقهای بیشتر خواهد شد و «هم جغرافیا و هم مدتزمان درگیری گسترش خواهد یافت». او ۲۵ سال در واحد اطلاعات دفاعی اسرائیل خدمت کرده است.
به باور او آمریکا و اسرائیل جنگ را در زمان فعلی با این فرض بهراهانداختند که رژیم ایران «ضعیف و شکننده» است. او میگوید این دو متحد تصور میکنند که کارزار متمرکز و گسترده اسرائیلی - آمریکایی ایران را بهطور قابلتوجهی بیثبات میکند و شاید حتی زمینهساز تغییرات داخلی شود.
اما اگر این ارزیابی نادرست از آب درآید، پیامدها ممکن است شدید باشد.
آقای سیترینوویچ میگوید: «چه چیزی پیروزی محسوب میشود و چنین کارزاری چگونه میتواند تمام شود؟ این مساله به ویژه با توجه به این اهمیت دارد که بعید است حمله فعلی رژیم ایران را به تسلیم یا به توافقی در آینده با ایالات متحده وادار کند. مسیر دیپلماتیک در این مرحله لرزان به نظر میرسد.»
او افزود: «نتیجه این یک رویارویی همه چیز یا هیچ چیز است و بنابراین سطح خطر در آن بسیار بیشتر از کارزار ۱۲ روزه ژوئن پارسال است.»
جنگ چگونه ممکن است به پایان برسد؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
کارشناسان معتقدند پایان راهبردی همچنان نامشخص و پرخطر باقی مانده است.
خانم گرانمایه هشدار میدهد: «این وضعیت ممکن است شروع جنگ طولانی جدید برای آمریکا در خاورمیانه باشد. … تا رسیدن به نتیجه مطلوب آقای ترامپ، یعنی تغییر رژیم، احتمالا مسیری طولانی و بسیار پرتنش در پیش است و احتمال بسیار زیادی وجود دارد که اوضاع خیلی سریع به بنبست بخورد.»
هلییر هم موافق است: «درگیری احتمالا طی روزها یا هفتهها ادامه خواهد یافت؛ با تشدید هماهنگشده در چند جبهه و فشار شدید بر کشورهای منطقه برای مدیریت بیثباتی و خطرات متوجه غیرنظامیان.»
او میگوید: «حالا حتی متحدان نزدیک آمریکا، که از ایران هم دل خوشی ندارند، با خطر تلافی و بیثباتی احتمالی در صورت فروپاشی غیرمنتظره رژیم ایران روبهرو هستند.»
اچ ای هلییر همچنین استدلال میکند که این کشورها هرچند شاید از تغییر رژیم در ایران استقبال کنند، با تشدید تنش مخالفند و به دنبال کاهش تنش خواهند بود، هرچند روش کاستن از تنش نامشخص است.
خانم گرانمایه از جامعه بینالمللی میخواهد «برای کم کردن خسارات این جنگ بسیج شود» و با اعمال فشار شدید بر واشنگتن و تهران، راهی دیپلماتیک برای خروج از آن پیدا کند «پیش از آنکه طرفهای درگیر به باتلاقی خونین کشیده شوند.»


































