روزنامههای تهران، شکایت از ضد اخلاق رقیب
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامههای امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت در عنوان های اول خود اخبار و گزارش های انتخابات را نگاه داشته و هر کدام نامزدهای مطلوبشان را برنده آخرین مناظره دیده اند. اصلاح طلبان و هواداران حسن روحانی، برد وی را قطعی داشته و به انعکاس شادمانی مردم و اجتماع دیشب ورزشگاه آزادی تهران پرداخته اند. در همین حال روزنامه های هوادار اصولگرایان با حرارت کمتری ابراهیم رییسی را برنده اخلاق مناظره دیدهاند.
چهره های تازه فرهنگی و هنری و نخبگان به حمایت از حسن روحانی ظاهر شده اند در حالی که اصولگراها حمایت سخنرانان تندرو و نمایندگان جنجالی مجلس گذشته و همکاران دولت احمدی نژاد از ابراهیم رییسی را در لابه لای اخبار خود نگاه داشته اند. این روزنامه ها همچنان به تکرار گزارش هایی از زبان مردم درباره سختی معیشت ادامه داده و اوضاع اقتصادی کشور را نابسامان توصیف کرده اند.

منبع تصویر، Etemaad
یک مناظره و چند نکته
شهروند در سرمقاله خود نوشته:مناظره سوم اگرچه تعیینکننده بود، ولی انتظارات به حق مردم ایران را در ارایه برنامههای اقتصادی ازسوی نامزدهای مخالف دولت برآورده نکرد. این نشان داد که دست منتقدان دولت در ارایه راهحلهای قابل قبول به کلی خالی است.
نویسنده ابتدا به ادعاهای ابراهیم رئیسی پرداخته که درباره یارانهها تأکید کرد که دریافتیهای دولت از افزایش قیمت حاملهای انرژی بیشتر شده است، پس باید پرداخت یارانهها نیز بیشتر شود.که از نظر مقاله این حکایت از ناآشنایی با قانون یارانهها دارد. پرداختی قانون یارانهها درحال حاضر دقیقا به اندازه قانون است. متاسفانه در دولت گذشته این رقم سهبرابر قانون پرداخت شد که موجب انواع فساد و تورم گردید. دولت فعلی با اجرای قانون توانسته جلوی افزایش قیمتها را بگیرد و هیچ بودجهای برای پرداخت بیشتر به مردم باقی نمانده و اگر بخواهند یارانه را بیشتر کنند، باید قیمتهای بنزین و سایر اقلام را زیاد کنند و بنزین را حداقل به ۳ تا ۴هزار تومان برسانند. بهعلاوه تمام طرحهای آقای رئیسی مطابق گفته خودشان، دراین دولت انجام شده و نیازی به بیان آنها نبوده است.
شهروند اما عجیبترین اظهارات را در مناظره سوم ازجانب قالیباف می داند که گفت؛ آپارتمانها را به رفتگرهای شهرداری داده است؟! اول اینکه رفتگران تهران کارمند شهرداری نیستند، آنان درشرکتهای خدماتی کار میکنند. بهعلاوه کدام رفتگر شهرداری است که حقوق او حتی شارژ این ساختمانها را کفایت کند؟ نکته جالبتر و البته تأسفبارتر سخنان ایشان، اعلام اینکه ۲/۱میلیون از شغلهایی را که قول میدهد، دربخش کشاورزی ایجاد خواهد کرد!
این روزنامه توضیح داده: شاغلان بخش کشاورزی کمتر از ۴میلیون نفر هستند، چگونه میتوان به آنان ۲/۱میلیون نفر اضافه کرد؟ اصولا افزایش اشتغال دربخش خدمات و صنعت رخ میدهد. دربخش کشاورزی حتی باید تعداد شاغلان کمتر شود و به جایش بهرهوری آنان بالا رود تا درآمدشان بیشتر شود.
دولت در صداقت رفوزه شد
کیهان در گزارش اصلی خود با عنوان «دولت با دروغهای شاخدار، در صداقت و پاسخگویی هم رفوزه شد» نوشته: کافی است به لیستی از وعدهها و اظهارات دو نامزد دولت در مناظره روز جمعه نگاهی بیندازیم تا مشخص شود که چرا روحانی و جهانگیری در امتحان پاسخگویی و صداقت رفوزه شده اند: «ما برنامه داریم ۱۰ کالای اصلی که سهم عمده در قاچاق دارند را با آن مقابله کنیم، در دو سال گذشته تراز صادرات کالا نسبت به واردات بیشتر است، قیمت ارز را مناسب نگاه داشتیم.
گزارشگر کیهان پرسیده: فارغ از اینکه کاهش قاچاق در دولت یازدهم را بپذیریم یا نه، بازشدن پروندههایی در رابطه با واردات قاچاق برخی مسئولین دولتی و خانوادههای آنان در دولت یازدهم که یک مورد آن در مناظرهها مطرح شده و جهانگیری به استناد آن از مظلومیت دولت خبر داد جالب توجه است. عجیبتر آن که جهانگیری در مناظره سوم اذعان میکند «قاچاق کالا همواره توسط کسانی انجام میشود که از رانتها استفاده میکنند» بیآن که بگوید حضور مسئولین دولتی و خانوادههای آنان در امر واردات اگر نگوئیم قاچاق، غیرضروری چه علتی داشته و دارد؟
حسین شمسیان هم در سرمقاله همین روزنامه تندرو نوشته: اما برخلاف تصور دولتمردان و اتاق فکرهای امنیتی آنها، نباید کمترین تردیدی داشت که آنچه در آخرین مناظره رخ داد، نه یک پیروزی پر افتخار برای دولت، که شکست دولت مستقر بود. دیروز همه مردم ایران ،به عنوان داورانی هوشمند، به خوبی شاهد فرار دولت از پاسخگویی به کارنامه اقتصادی خود بودند.
به نوشته سرمقاله کیهان مردم در همان لحظهای که روحانی و جهانگیری با فریاد سعی میکردند رشد اقتصادی و شکوفایی و عبور از رکود و کاهش تورم و ...را به زور به آنها تحمیل کنند، به اطراف خود نگاهی میکردند. در هر خانه، جوانان برومند بیکار، کذب آن سخنان را اثبات میکرد. بیکاری دختران و پسران باهوش و تحصیلکرده و دریافت حقوقهای نجومی و واردات توسط دختر فلان وزیر و برادر فلان مقام ارشد و ...، واقعیت شکوفایی اقتصاد را بیش از پیش نشان میداد.

منبع تصویر، Eteamaad
زنده باد اخلاق
عبدالله متولیان در سرمقاله روزنامه جوان نوشته:هر کس پیروزی یا شکست در مناظرهها را بر مبنای معیارهای شخصی مشخص و معین میکند ؛ برخی توان سخنوری نامزد مورد علاقه را ملاک دانسته و برخی دیگر توان پاسخگویی به ابهامات را و عدهای هم قدرت لوله کردن! طرف مقابل را و... . صفحه اول بسیاری از روزنامههای اصلاح طلب روز پس از مناظرهها بهویژه مناظره سوم مملو و مشحون از تیترهای غیراخلاقی و مغایر با فرهنگ ملی و اسلامی بوده و بیش از آنکه بر رفتار انتخاباتی مردم اثر مثبت داشته باشد، آثار مخرب از خود بر جای میگذارد.
به نظر نویسنده روزنامه سپاه پاسداران: استفاده از ادبیات گلادیاتوری، سخیف و دونمایه، شأن و منزلت جمهوری اسلامی ایران را مخدوش کرده و در کوتاه مدت باعث ریزش مشارکت مردم شده و در بلند مدت تخریب فرهنگ اصیل انقلابی و اسلامی را در پی خواهد داشت.
به نوشته این مقاله:بر اساس مبانی دینی و اخلاقی و اصول اخلاقی حاکم بر انتخابات در نظام اسلامی، پیروز واقعی مناظرهها نزد خدا و مردم کسی است که خود را نبیند و منافع ملی را بر چرب و شیرین دنیا ترجیح دهد. کسی برنده واقعی مناظرهها بود که بهرغم اطلاع از برخی نقاط و نکات منفی از نامزدی که به تخریب او اقدام کرده بود با سکوت معنادار خود احساس آرامش را به مردم ارزانی داشت. پیروز واقعی مناظرهها، کسی بود که در اوج گفتوگو و مناظره به فکر خدمت به محرومان و مستضعفان بود.
جوان در نهایت به این جا رسیده که: آن نامزدی که به فکر پیروزی خود بر حریف از طریق «محاوره»، «مجادله»، «معارضه»، «مغالطه»، «منازعه» و... است و با تبعیت از فرهنگ منحط «بگم بگم»، «من اینها را میشناسم»، «ابهامآفرینی» و... سعی در برنده شدن دارد، حتی اگر برنده انتخابات شود باز هم بی تردید بازنده اصلی انتخابات خواهد بود.
همه چی مان به همه چیز میآد
هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: یکسری اصلاحطلب داریم که هر انتخاباتی میشود اصولگرایان را میاندازند جلو. یکسری نامزد ریاستجمهوری داریم که خودشان نمیدانند اپوزیسیون هستند یا اپوزوسیون. یک جناحی هم داریم که همیشه هشدار میداده که روزنامهنگاران و هنرمندان سیاهنمایی نکنند، بعد کسانی را روانه میدان ریاستجمهوری میکند که در سیاه نمایی دست بقیه را از پشت بسته اند!
به نوشته این طنزنویس:یک رییس جمهور داریم که هنوز مانده اخم کند یا بخندد! تازه یک اخلاق دیگری هم دارد. وقتی رقبایش در مناظره حرف میزنند قاه قاه نخودی میخندد در حالی که آدم صدای قاهقاهش را میشنود! این هیچ! ما یک شهردار ۱۲ ساله داریم که رایش از تهران از رای آخرین نماینده تهران در مجلس ۲۰۰ هزار نفر پایینتر است بعد راه به راه میآید برای ریاستجمهوری ثبتنام میکند. یک بار گازانبر میخورد، یک بار لوله میشود، ول نمیکند!
یک نامزد دیگر داریم که در تلویزیون برای مردم شعر ما گلهای خندانیم را میخواند. یکی دیگر را داریم که شبیه این معلمهای زیست و عربی است. سوالهای سخت سخت میپرسد و در نگاهش میخوانی که هر لحظه امکان دارد یک گچی چیزی پرت کند سمتمان! یک تلویزیون داریم که کسی تماشایش نمیکند. یکسری هم مردم خارج از صحنه داریم که میگویند نمیآییم و رای نمیدهیم، بعد دقیقه ۹۰ که نخیر، از دو ساعت مانده به آغاز بازی میروند دم در حوزه صف میکشند و هی آهنگ وطنم ای شکوه پابرجا را با موبایلشان گوش میکنند و اشک میریزند!

منبع تصویر، Shahrvand
خیزش تهران
ناهید مولوی در گزارش اصلی اعتماد نوشته: دیروز آزادی به تسخیر حامیان روحانی درآمد. سه ساعت پیش از آغاز بزرگترین میتینگ انتخاباتی رییسجمهور جمعیت به سمت استادیوم ١٢ هزار نفری آزادی سرازیر شده بود. عقربههای ساعت ٤ را که نشانه گرفته بود نه تنها جایگاه که زمین میانه استادیوم هم بهطور کامل پر شده بود. استادیوم دیگر گنجایش نداشت اما خارج از استادیوم هنوز جمعیت زیادی ایستاده بودند. روحانی سن و سال داری که کمک کرد تا در میان ازدحام جمعیت دختری را که روی ویلچر نشسته بود در جایی مطمئن قرار دهد و دختر جوان به رسم تشکر روبانی را به دستش داد، زن و مرد مسنی که در یک دست عکسهای حسن روحانی را داشتند و با دست دیگرشان علامت پیروزی را به سوی جوانان نشانه میگرفتند و میخندیدند.
به نوشته این گزارشگر: در یک کلام همه آمده بودند تا بزرگترین میتینگ انتخاباتی حسن روحانی، یکی از پر شورترین و پر نشاطترین روزهای پیش از انتخابات را در پایتخت رقم بزنند.
چرا رای میدهم
بابک احمدی نویسنده و اندیشمند در مقالهای در شرق علت رای خود به روحانی را تشریح کرده و نوشته: میبینم چرخهای اقتصاد کشور به گردش درآمده و بهویژه در یک سال گذشته در حال خروج از وضعیت رکود هستیم. آغاز راه است، اما به راه افتادهایم. میبینم برای روحانی و دولت او روشن است که باید موانع را از سر راه سرمایهگذاری خارجی برداشت و با حضور فعال در عرصه اقتصاد بینالمللی و بازار جهانی، توسعه مداوم اقتصادی را تضمین کرد که به معنای بهبود زندگی کارگران و زحمتکشان است.
میبینم با تدبیر، خطر جنگ و مصیبت از سر مردم دور شده، بسیاری از تحریمها حذف شده و حتی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ترامپ میفهماند که ایران به تعهدهای خود پایبند مانده است. میبینم برابری جنسیتی برای دولت روحانی فقط یک شعار نیست، بل یک باور است.
میبینم دستکم در حوزه انتشار کتاب از شدت نظارت سلیقهای و تنگنظریها کاسته شده، هرچند هنوز راه درازی تا برقراری آزادی بیان در گسترههای دیگر (دانشگاهها و هنرهای تئاتر، سینما، موسیقی و...) باقی مانده است. اینهمه دلایلی بسنده برای خواست تداوم کار دولت فعلی است، خاصه که رقیبان روحانی در این انتخابات با گفتههایشان تصوری هراسآور از آینده ما ترسیم میکنند و ما هم خاطراتی هراسآور از گذشته داریم..
بحران عمومی نشد
علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته:عادت به بحران البته بدیهایی هم دارد که میتواند جامعه را گرفتار کند. مثل بازی با آتش میماند. درست است که نفتانداز بر آتش مسلط است، اما این تسلط چیزی از مخاطرات آتش کم نمیکند. برای همین گاهی میبینیم که بعضی مسوولان، موقع رقابت سیاسی، توی کاسه هم میگذارند و برای هم بحران مصنوعی میسازند.شواهدی هست و البته ادعاهایی که حتی در بحرانهای خارجی هم ردی از داخلیها به چشم میخورد. نشنیدهاید که میگویند گرای تحریم را رقبای داخلی به دشمن خارجی دادند؟ همه دولتها گرفتار دو نوع بحران بودند. یکی بحران واقعی و یکی هم بحران دستساز رقیب.
نویسنده مقاله با اشاره به بحران های ساختگی برای دولت خاتمی به سال های اخیر پرداخته و نوشته: روزنامههای این سه سال و اندی را مرور کنید. هر کس از دور صفحه اول آنها را بخواند، فکر میکند با دولتی در حال سقوط و زوال روبهروست. نه فقط هر ٩ روز بلکه هر روز بحرانهای دستساز جلوی دولت گذاشتهاند که جنب نتواند بخورد. یکی با فونت شاه رفت دستاورد دولت را هیچ ارزیابی کرده و دیگری امریکاییاش خوانده.یکی به خیانت متهمش کرده و دیگری قراردادهایش را ترکمانچای نامیده. تقریبا هرچه خواستهاند نوشتهاند و گفتهاند. اما هنر روحانی این بوده که نگذاشته این بحرانها به بدنه جامعه راه یابد.
مقاله اعتماد در نهایت تاکید کرده: برای نزدیک چهار سال در روزنامهها چیزی جریان پیدا کرد که جامعه به آن بیاعتنا بود. روزنامهها توی سر و کله هم زدند اما حتی ذرهای از دعوایشان به میان مردم راه نیافت. تجربه امنیتی دولت و بحرانشناسی روحانی باعث شد با وجود همه مشکلات واقعی و غیرواقعی دنیا، جامعه آرامترین دورهاش را بگذراند. شرایط حساس کنونی فقط در دولت روحانی بود که ذهن و دل مردم را به خود مشغول نکرد. دولت مثل سپری عمل کرد و تیرهای بحران را به جان خرید، تا مردم با خیال آسوده به زندگیشان برسند.
هزینه تمام شده نامزدها
صادق جنان صفت در مقاله ای در جهان صنعت به محاسبه هزینه های تمام شده هر نامزد انتخاباتی پرداخته و نوشته: به نظر میرسد نخستین هزینه گزاف و شگفتانگیزی که رییسی بر دوش جامعه ایرانی میگذارد ناکاربلدی به دلیل فقدان تجربه در کار اجراست. این کاندیدا براساس رزومهای که دارد در همه ۳۸ سال سپریشده در بخش قضایی فعالیت کرده است و هیچ تجربهای در کار اجرایی ندارد.
نویسنده اقتصاددان پس مقایسه می کند با حسن روحانی که سالهای طولانی در مجلسقانونگذاری، مرکز تحقیقات استراتژیک، ریاست شورای امنیت ملی و چهار سال ریاستجمهوری فعالیت داشته قیمت تمامشده رییس برای این شغل بسیار پرهزینه است. شاید گفته شود رییسی تنها نیست و همکاران و مشاوران و معاونان و وزیران به او کمک میکنند که البته حرف نادرستی نیست اما اگر معاونان و همکاران درجه نخست او همین کسانی باشند که هستند باید یادآور شد متاسفانه این گروه همه مدیران هزینههای بالا هستند. ریاست ستاد او فردی است که بالاترین هزینه را بر دوش ایرانیان گذاشت و با اجرای طرح مسکن مهر نرخ تورم را لجامگسیخته کرد.
به نوشته مقاله جهان اقتصاد دومین هزینه بزرگی که موجب قیمت تمامشده فزاینده نامزد اصولگرایان می شود فقدان شفافیت دیدگاه او در تعامل با جهان است. تحریمهای چندگانه غرب علیه ایران هزینههای هنگفتی به ایرانیان تحمیل کرد و خسارتهای آن هنوز مردم را آزار میدهد. دیدگاه تعریفنشده و ناروشن وی درباره تعامل با جهان و بهویژه برجام و احتمالا مخالفت برخی از همراهان وی با ادامه برجام حضور افرادی که دشمن برجام هستند در ستاد وی یا همراهی با او ،هزینههای سرسامآوری است که قیمت تمامشده او را بازهم افزایش میدهد.

منبع تصویر، Qanoon
اهمیت سیاست خارجی
محسن شریعتینیا در سرمقاله دنیای اقتصاد به اهمیت سیاست خارجی پرداخته که در مناظره های انتخاباتی کمتر بدان تکیه شده بر خلاف انتخابات ۹۲ اینک در حاشیه مناظرهها است در حالی که تجربه سالهای اخیر به روشنی نشان داده که اولا سیاست خارجی و الگوی حاکم بر آن تا چه میزان در زندگی انسان ایرانی تاثیرگذار است و مهمتر آنکه کنشگری موفقیتآمیز در سیاست خارجی تا چه میزان پیچیده است و به تیمی به شدت توانمند نیاز دارد.
به نوشته این مقاله: رئیسجمهوری آینده در شرایطی قدرت را در دست میگیرد که روابط با سرمایهگذاران خارجی، تعاملات بانکی، توریسم، نفت و بسیاری از نقاط اتصال ایران به اقتصاد سیاسی جهانی به تدریج در حال عادی شدن است. به بیان دیگر غیرامنیتی شدن نسبی ایران تا حدی پیش رفته است. اما این روند برگشتپذیر است. رئیسجمهوری آینده با تلاشهای بسیاری از سوی بازیگران مختلف در سطوح متفاوت برای امنیتیسازی مجدد ایران و غیرعادی کردن هرگونه تعامل اقتصادی استراتژیک با آن مواجه خواهد بود و باید برای آن چارهای بیندیشد. این تلاشها در لایه جهانی در لابیهای ضدایرانی فعال در آمریکا، بخشی از اعضای تیم ترامپ و بخش اعظم کنگره آمریکا تبلور یافته است.
دنیای اقتصاد ادامه داده: روشن است که اینان به تلاشهای خود برای امنیتیسازی مجدد ایران تداوم خواهند بخشید. در لایه منطقهای طیفی از بازیگران به رهبری و راهبری عربستان سعودی کوششهای خود برای امنیتیسازی مجدد ایران و تضعیف بنیانهای اقتصادی کشور را شدت بخشیدهاند. سخنان جدیدی که این روزها از تصمیمگیران سعودی شنیده میشود و اتفاقات ناگواری که در مرزهای شرقی ایران رخ داده را میتوان نمادهای این تلاشها دانست. تلاشهایی که در این دو لایه در حال انجام است میتواند هماهنگی بیشتری برای وارد آوردن فشار استراتژیک بر ایران بیابد، فشاری که بیش از هر جایی زندگی اقتصادی انسان ایرانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
ها ماشالله
آیدین سیار سریع در ستون طنز بی قانون نوشته: نگاه میکنی میبینی طرف در سی چهل سال خدمت و فعالیت و کار جان فرسا، پنجاه میلیون هم در حسابش ندارد! یعنی آدم میماند که یک بشر چقدر میتواند فداکار باشد که هر چی زمین و ملک و اموال در اختیارش است بدهد به معاونان و مشاوران و ورزشکاران، دلاوران و نامآوران و خودش با این وضع زندگی کند.
یعنی بروی پای ایتیام و موجودی حسابش را بگیری دستگاه خودپرداز زیر گریه میزند از مظلومیت این بشر. آخر هم یه مقداری دستی کارت به کارت میکند به حسابش که امروزش را بگذراند.
به نوشته این طنزنویس:در کل وضعیتی که پوپولیسم طی میکند وضعیت نگرانکنندهای است. از همین کاندیداهای این دوره واژه مردم را بگیریم همینطور بی صدا مستقیم به دوربین نگاه میکنند. یک مساله شگفت انگیز دیگر، تغییر نوع صحبتها در هنگامه انتخابات است.طرف آن موقعی که پست دارد، صبح که بیدار میشود میگوید کنسرت ممنوع است، شب که میشود میگوید رسانهها بیخود میکنند، بعد میخوابد. موقع انتخابات که میشود یهو طرفدار آزادی بیان میشود. یهو طرفدار موسیقی میشود.
به نوشته طنزنویس بی قانون: کم مانده در میتینگهای انتخاباتیاش پشت میکروفون بگوید «وقتی دلگیری و تنها...» بعد میکروفون را سمت مردم بگیرد. قبل از انتخابات میگوید تحریم فرصت است و در خلوت خود بشکن زنان میگوید تحریم چقدر قشنگه، ایشالا مبارکش باد... بعد زمان مناظرهها میگوید دولت تحریمها را کامل برنداشته و مردم دارند اذیت میشوند. کلا با پدیدههای زل زننده شگرفی مواجهیم. خیلی دلسوز، خیلی مدافع حقوق بشر، آزادی بیان، زنان، جوانان (تا زمانی که به آنها رای دهند)... ایشالا مبارکمون باد






























