«اینجا جنگ شده و اینترنت ضعیفه، نگران نشو»؛ یک ماهگی جنگ در ایران

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

یک ماه از آغاز حمله های آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد. در این یک ماه اینترنت ابتدا بسیار محدود شد و سپس کاملا قطع؛ به طوریکه حالا فقط ارتباط با خط ثابت از داخل ایران به خارج امکان‌پذیر است آنهم برای زمانی بسیار محدود. با این حال وضعیت مردم و شهرهای ایران به بیرون مخابره شده‌ است؛ برخی با استارلینک، برخی با خرید کانفیگ‌های گران و برخی هم برای انتشار پروپاگاندای نظام با سیم‌کارت‌های سفید که فقط در اختیار برخی قرار گرفته است.

بی‌بی‌سی فارسی تلاش می‌کند بر اساس روایت‌های افرادی که با روش‌های مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شده‌اند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند. این روایت‌ها طبیعتا بازتاب‌دهنده طیف گسترده جامعه گسترده ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس می‌کند. با این حال، این روایت‌ها تا حدی تصویری از شرایط زندگی زیر سایه جنگ را منتقل ‌می‌کند.

یکی از کاربران در شبکه‌اجتماعی نوشته است که در یک ماهگی جنگ بالاخره داریم یاد می‌گیریم چطور زندگی کنیم. او نوشته است: «با بچه‌ها می‌رویم بیرون. مغازه رو روزا، باز می‌کنیم. با عکس و فیلمای ایران گریه می‌کنیم. خرید می‌ریم. مهمونی می‌گیریم. بزرگسالی شاید همینه، که اشک بریزی، از صدای جنگنده بترسی، ولی بلند شی و ادامه بدی.»

برخی هم در این جنگ همراه با سالمندانی زندگی می‌کنند که شرایط جنگی زندگی را برایشان سخت‌تر کرده است.

کاربری از مادربزرگش نوشته که آلزایمر دارد و به دلیل حمله‌های بسیار در اطراف خانه‌اش به پیش آنها آمده است. حالا مادربزرگش به مادرش اصرار دارد که به خانه خودش برگردد. بدون اینکه از بدی شرایط به دلیل آلزایمر مطلع باشد.

خوابیدن از دیگر دغدغه‌های شهروندان در یک ماه گذشته است.

بسیاری از مصرف قرص‌های آرام‌بخش و خواب‌آور نوشته‌اند و البته زمان طلایی شب که فقط در آن ساعت می‌توانی بخوابی: «خوابیدن توی تهران این روزها یه گلدن تایمی داره؛ تا ساعت ۲ اگه خوابیدی که هیچی، نخوابی تا ساعت ۵ با صدای موشک و جت و ضدهوایی و طوفان و رعد و برق باید بیدار بمونی.»

بسیاری از موج شدید انفجارها در تهران، اصفهان و بوشهر در بامداد ۸ فروردین نوشتند. آنها گفته‌اند که ساختمانشان از قدرت انفجارها به‌شدت می‌لرزید. از شدت انفجار برق بسیاری از مناطق تهران هم کاملا قطع شد.

صدای جت‌هایی که با فاصله پایین پرواز می‌کنند از ترس‌هایی است که در روایت آنهایی است که در این مدت توانسته‌اند به اینترنت جهانی وصل شوند وجود دارد. آژیر خطری هم در کار نیست که شهروندان را از وقوع حمله مطلع کند. اما راه‌هایی را شهروندان برای خودشان به نظر می‌رسد یافته‌اند. از اینکه با دیدن جت ها در یک محله به یکدیگر پیامک می‌فرستند و می‌گویند «آنها اینجا هستند» و یا به گفته کاربری که می‌گوید «از صدای پرنده‌ها و پارس سگ‌ها» متوجه می‌شود که اتفاقی رخ خواهد داد:

«در نبود آژیر خطر میدونین از کجا می‌فهمیم جنگنده‌ها دارن میان؟ سگ‌ها و کلاغ‌ها. فریاد می‌زنن، شلوغ می‌کنن و نهایتا زوزه‌ی دردناک. چند دقیقه قبل از اومدن هواپیماها، حس می‌کنن.»

بامداد ۸ فروردین (۲۸ مارس) از تهران تصاویری از حمله به دانشگاه علم و صنعت منتشر شد.

همین باعث شد برخی از دانشجویان قدیمی این دانشگاه واکنش‌هایی داشته باشند هرچند گفته‌اند به دلیل رفتارهایی که با آنها در دوره آموزشیشان شده دل خوشی از آنجا ندارند.

برخی هم می‌گویند حمله به دانشگاه یعنی اسرائیل و آمریکا هیچ خط قرمزی ندارند: « وقتی توی مکان‌های بمباران‌شده اسم علم و صنعت میاد، قلبم مچاله میشه. قطعا این ایران دوباره از خاکستر بلند میشه ولی این مسیری که توشیم خیلی تاریک و تلخ و دهشناکه!»

در همین حال اشاره دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به اینکه شاید بخواهد تنگه هرمز را «تنگه ترامپ» نام بگذارد خشم کاربرانی که از اول مخالف جنگ بودند را برانگیخت.

یکی از کاربران نوشته است: «تغییر نام تنگه هرمز به تنگه ترامپ و خلاصه تجزیه قسمتی از جنوب ایران به نفع کشورهای عربی خلیج فارس هستند. ما باید همصدا مخالفت خودمان را با این سیاست آمریکا اعلام کنیم. آنچه حکومت فعلی ایران انجام میدهد، ربطی به ایران و ایرانی ندارد».

دیگری نوشته است: «ترامپ، تنگه هرمز را تنگه ترامپ نامید! تنگه هرمز و جزایر ایرانی در خطر از دست رفتن هستند. قرار نیست چون با دشمن خانگی در جنگیم، مرزهای آبی و خاکی ایران را به فنا بدهیم! با آمریکا تعارف نداریم. قرار نیست فحش بدهیم. از آب و خاک ایران دفاع کنید»

« دقیقا یک ماه است که خیلیامون پیام گرفتیم که "اینجا جنگ شده و اینترنت ضعیفه نگران نشو" و دیگه الان یه ماهه که جواب رو کسی ندیده. قطع اینترنت تو شرایط جنگی جنایت جنگیه». و در یک ماهگی جنگ این وضعیت ایرانیانی است که یک ماه است چشم به موبایل مانده اند تا از نزدیکانشان در ایران خبری بگیرند. بی‌‌خبری، اضطراب و دلتنگی.