ترکش‌های جنگ؛ زیست‌بوم خلیج فارس در خطر است

    • نویسنده, پوریا ناظمی
    • شغل, روزنامه‌نگار علمی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

این روزها نگاه جهان به خلیج ‌فارس بیش از هر زمان دیگری به‌ عنوان یکی از کانون‌های تنش ژئوپلیتیکی و شریان‌های حیاتی بازار انرژی جلب شده است. اما در پس این تصویر آشنا، واقعیتی کمتر دیده‌شده وجود دارد: یکی از خاص‌ترین و در عین حال شکننده‌ترین زیست‌بوم‌های دریایی جهان، که حالا زیر فشار هم‌زمان از تغییرات اقلیمی، فعالیت‌های انسانی و خطرات ناشی از درگیری‌ها قرار گرفته است؛ فشاری که ممکن است پیامدهایی فراتر از این منطقه برای حیات دریایی داشته باشد.

خلیج‌ فارس در نگاه نخست پهنه‌ای آشنا از آب‌های گرم در جنوب ایران به نظر می‌رسد. برای زیست‌شناسان دریایی، اما، این آبراه یکی از خاص‌ترین آزمایشگاه‌های طبیعی جهان است؛ جایی که حیات در نزدیکی مرزهای تحمل فیزیولوژیکی خود ادامه می‌یابد. همین ویژگی، این اکوسیستم را منحصربه‌فرد و در عین حال به‌شدت آسیب‌پذیر ساخته است.

این دریاچه نیمه‌بسته با تبادل محدود آب از راه تنگه هرمز با اقیانوس هند، شرایط فیزیکی متفاوتی نسبت به بسیاری از دریاهای جهان دارد. دمای آب در تابستان در برخی نواحی از ۳۵ درجه سانتی‌گراد فراتر می‌رود و شوری آن نیز به‌طور قابل‌توجهی بالاتر از میانگین اقیانوس‌هاست و معمولا به حدود ۴۰ واحد می‌رسد. گونه‌های دریایی در چنین محیطی به سازگاری‌های ویژه‌ای دست یافته‌اند. برای نمونه، مرجان‌های خلیج‌ فارس از مقاوم‌ترین مرجان‌های شناخته‌شده در برابر گرما هستند و گاه شرایطی را تحمل می‌کنند که برای بسیاری از صخره‌های مرجانی مناطق دیگر کشنده است. با این‌حال، شواهد و تحقیقات نشان می‌دهد این گونه‌ها حالا به آستانه‌های تحمل خود نزدیک شده‌اند و ظرفیت‌شان برای سازگاری با گرمایش بیشتر محدود است.

خلیج‌ فارس میزبان مجموعه‌ای متنوع از زیستگاه‌هاست؛ از جنگل‌های مانگرو (حرا) در سواحل گرفته تا بسترهای مرجانی و زیستگاه‌های ماهیان تجاری. این تنوع زیستی، پایه معیشت میلیون‌ها نفر در کشورهای حاشیه آن است و در عین حال در پایداری اکوسیستم‌های ساحلی نقش مهمی دارد. با این حال، این آبراه از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان هم هست؛ عاملی که فشارهای انسانی بر آن را افزایش داده است.

پیش از تشدید تنش‌های اخیر، این اکوسیستم با مجموعه‌ای از تهدیدها روبه‌رو بود: آلودگی‌های نفتی مزمن ناشی از استخراج و حمل‌ و نقل، توسعه سریع مناطق ساحلی، تغییر کاربری زیستگاه‌ها، صید بی‌رویه و در نهایت تغییرات اقلیمی که با افزایش دمای آب و اسیدی‌شدن تدریجی همراه است. تاثیر این عوامل هم‌زمان است و واکنش اکوسیستم به آن‌ها لزوما خطی نیست؛ به این معنا که فشارهای کوچک‌تر هم ممکن است به تغییرات ناگهانی و گسترده منجر شود.

سام دوپون، استاد زیست‌شناسی دریایی در دانشگاه گوتنبرگ سوئد، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که مشکل اصلی درک همین اثرات ترکیبی است. به گفته او، اگرچه درباره اثرات جداگانه گرمایش یا اسیدی‌شدن دانش قابل‌توجهی وجود دارد، اما هنوز به‌خوبی نمی‌دانیم این عوامل چگونه در کنار هم عمل می‌کنند. این تعامل شاید از نوع جمع‌پذیر باشد یا به شکل برهم‌کنش‌های پیچیده‌تر بروز کند. اما در هر صورت نمی‌توان آن را به یک جمع ساده تقلیل داد و همین موضوع باعث می‌شود برآورد اثرات واقعی دشوار باشد.

او همچنین به یک اصل کلی اشاره می‌کند: موجوداتی که پیش‌تر تحت فشار یک عامل باشند، در برابر عوامل دیگر آسیب‌پذیرتر می‌شوند. این وضعیت احتمال عبور از «نقاط واژگونی» را افزایش می‌دهد؛ آستانه‌هایی که پس از آن‌ها بازگشت اکوسیستم به وضعیت پیشین بسیار دشوار خواهد بود. سام دوپون به‌ویژه بر نقش مراحل لاروی تاکید می‌کند. لاروها توانی محدود برای مقابله با تغییرات محیطی دارند و افزایش استرس با افزایش هزینه‌های انرژی و کاهش رشد، مرگ‌ومیر آن‌ها را بالا می‌برد. طولانی‌تر شدن این مرحله خطر شکار شدن را افزایش می‌دهد و در نهایت ممکن است پویایی جمعیت‌ها را مختل کند.

در چنین شرایطی، هر عامل جدید اثری تعیین‌کننده‌ دارد. اگر درگیری‌های اخیر به نشت نفت یا تخریب زیرساخت‌های ساحلی منجر شود، فشاری مضاعف بر این اکوسیستم وارد خواهد شد. تجربه‌های گذشته در منطقه نشان داده است که چنین رویدادهایی معمولا اثراتی ماندگار بر گونه‌های حساس دارند، به‌ویژه زمانی که اکوسیستم پیشاپیش در وضعیت شکننده قرار داشته باشد.

در کنار این موارد، بعضی سناریوهای بالقوه نگرانی‌های بیشتری ایجاد کرده‌اند. افزایش احتمال نشت‌های گسترده نفتی در صورت گسترش درگیری‌ها، یا آسیب به تاسیسات حساس ساحلی، به آلودگی‌های گسترده‌تر منجر می‌شود. همچنین بعضی تحلیل‌ها محتاطانه به خطرات احتمالی انتشار مواد رادیواکتیو در صورت وقوع حادثه در تاسیسات هسته‌ای ساحلی اشاره می‌کنند؛ سناریویی که اگرچه قطعیتی ندارد، اما در صورت وقوع ممکن است پیامدهایی بلندمدت برای محیط زیست دریایی داشته باشد.

پرسش مهم این است که آیا چنین اکوسیستمی می‌تواند خود را بازیابی کند. پاسخ، همان‌طور که پژوهشگران اشاره می‌کنند، به میزان سلامت کلی اکوسیستم بستگی دارد. تنوع زیستی بالا و وجود گونه‌هایی با نقش‌های عملکردی مشابه می‌تواند به افزایش تاب‌آوری کمک کند، اما با افزایش فشارها، این ظرفیت کاهش می‌یابد. عبور از نقاط واژگونی مسیر بازگشت را بسیار دشوار یا حتی غیرممکن می‌کند.

در خلیج‌فارس، نگرانی‌ها، به‌ویژه درباره زیستگاه‌های مرجانی، جدی است. این مرجان‌ها که در شرایطی نزدیک به حد نهایی تحمل خود زندگی می‌کنند، در صورت نابودی ممکن است به‌سادگی جایگزین نشوند. از دست رفتن آن‌ها به کاهش تنوع زیستی و تضعیف کل شبکه اکولوژیک منطقه منجر می‌شود.

سام دوپون همچنین در مورد بعضی راهکارهای نوظهور هشدار می‌دهد؛ از جمله ایده‌هایی مانند افزایش قلیایی اقیانوس برای جذب دی‌اکسید کربن. به گفته او، این نوع مداخلات، در حالی مطرح می‌شود که هنوز درک کاملی از پیامدهایشان‌ نداریم و ممکن است فشارهای جدیدی بر اکوسیستم‌های دریایی وارد کنند؛ به‌ویژه در محیط‌هایی مانند خلیج‌فارس که از پیش تحت استرس‌های شدید قرار دارند.

حفاظت از خلیج‌فارس معمولا در چارچوب امنیت انرژی و ثبات منطقه‌ای مطرح می‌شود، اما از منظر علمی، مسئله گسترده‌تر است. این آبراه یکی از معدود زیست‌بوم‌های جهان است که در آن حیات دریایی، در شرایطی نزدیک به آستانه‌های تحمل فیزیولوژیکی، از جمله در مواجهه با گرمای شدید و شوری بالا، ادامه یافته است. حفظ آن، در نهایت تلاشی برای حفاظت از بخشی از میراث زیستی سیاره است؛ میراثی که از دست رفتن آن، پیامدی فراتر از مرزهای این منطقه خواهد داشت.