شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
اگر جنگ پایان یابد؛ «دلم برای شبگردی تنگ شده است»
افرادی از داخل ایران که با بیبیسی فارسی تماس گرفتهاند، درباره اینکه اگر جنگ پایان یابد چه خواهند کرد، صحبت کردهاند.
زنی حدودا ۲۰ ساله گفت: «تا نیمهشب بیرون میمانم و در یک کافه مینشینم. شاید خیلی ساده به نظر برسد، اما دلم برایش تنگ شده. دلم برای شبگردی در تهران تنگ شده است.»
بیبیسی فارسی تلاش میکند بر اساس روایتهای افرادی که با روشهای مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شدهاند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند.
زن دیگری از پایتخت نیز امیدوار بود زمان بیشتری را بیرون از خانه بگذراند.
او گفت: «واقعا میخواهم جنگ تمام شود تا بتوانم به کتابخانه مورد علاقهام بروم. بهخاطر جنگ تعطیل است. من دوست ندارم در خانه درس بخوانم.»
برای برخی دیگر، همهچیز به نتیجه جنگ بستگی داشت.
مردی حدودا ۳۰ ساله گفت: «در این سناریو، آیا جمهوری اسلامی همچنان در قدرت خواهد بود؟ اگر بله، سعی میکنم همه راهها را برای خروج امتحان کنم. اگر نه، صبر میکنم تا ببینم چه میشود. چند ایده دارم که شاید یک کسبوکار راه بیندازم.»
زنی که در تهران زندگی میکند، دیدگاه مشابهی داشت.
او گفت: «اگر آنها بروند، بهعنوان پاداش به خودم سفر میروم. اگر در قدرت بمانند، تمام تلاشم را میکنم که از کشور خارج شوم.»
زن دیگری که همسرش در خارج از کشور کار میکند، نسبت به احتمال مذاکره میان دولت ایران و ایالات متحده نگران بود.
او گفت: «مذاکره با این حکومت زخمی که اینهمه معترض را کشته، چیزی نیست که ما میخواستیم.»
اما یک شهروند دیگر نظر متفاوتی داشت.
یک دانشجو که معتقد است جنگ به گروههای مخالف آسیب زده، گفت: «بخش قابل توجهی از جامعه دانشگاهی سالها تلاش زیادی کرد تا فعالیت مدنی را در جامعه مدنی نیمهجان ایران احیا کند.»
او افزود: «میخواهم حامیان جنگ و آنچه بهاصطلاح مبارزان آزادی نامیده میشوند و از حمله به ایران حمایت میکنند، صدای ما را بشنوند.»
او گفت: «این جنگ اکنون تلاشهای روشنفکران و کسانی را که در داخل کشور خواهان آزادی هستند، زیر خاک میبرد. جنگ به تندروها مشروعیت میدهد و عقلانیت را به گروگان میگیرد.»
بعضی کاربران در فضای مجازی که میگویند از داخل ایران مطلب مینویسند، درباره فشارهای زندگی خود صحبت کردهاند.
زنی گفت که پس از مدتها توانسته بهصورت آنلاین با دوستانش در شهری دیگر ارتباط برقرار کند. آنها به او گفته بودند که حملات در محل زندگیشان بسیار شدید و ترسناک بوده است.
آنها در نزدیکی جزیره خارگ زندگی میکردند و او نگران بود که اگر آمریکا تصمیم به آغاز حمله زمینی بگیرد، منطقهای که خودش در آن زندگی میکند هدف حملات هوایی سنگین قرار گیرد.
زن دیگری به مشکلات روزمرهتر اشاره کرد. او گفت که بابت این موضوع احساس عذاب وجدان دارد، اما حضور مادر و مادرشوهرش در خانه باعث شده بود خیلی تحت فشار قرار بگیرد. پدر و مادر خودش هم به دیدنش آمده بودند و آرزو میکرد کمی آرامش و سکوت بیشتری داشته باشد.
فردی دیگر به یکی از نگرانیهای تکرارشونده بسیاری از مردم اشاره کرد: هزینه خرید ویپیان برای اتصال به اینترنت.
او گفت که اخیرا دو میلیون تومان هزینه کرده و از زمان آغاز جنگ، نیمی از حقوق ماهانهاش را صرف این موضوع کرده است.
او نمیداند تا چه مدت میتواند پرداخت چنین هزینههای بالایی را ادامه دهد.
یک کاربر دیگر نیز از فهرست سایتهایی که نمیتواند به آنها دسترسی داشته باشد شکایت کرد و گفت بسیاری از سایتهای جستوجو، ایمیل، هواشناسی و نقشه مسدود شدهاند.
این افراد میگویند که دسترسی به هر چیزی دشوار شده است.