ویدئویی نشان میدهد سربازان اسرائیلی پس از شلیک به یک پسر فلسطینی، در حالی که او خونریزی میکرد، بیعمل ایستادند تا جان بدهد

- نویسنده, جوئل گانتر
- در, کرانه غربی اشغالی
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
این گزارش حاوی جزئیات و ویدئویی است که ممکن است خواندن آن برای برخی مخاطبان ناراحتکننده و آزاردهنده باشد.
نوامبر گذشته، جاد جادالله، نوجوان ۱۴ ساله فلسطینی، در اردوگاه پناهندگان در کرانه باختری اشغالی از فاصله نزدیک هدف شلیک سربازان اسرائیلی قرار گرفت.
در حالی که جاد در کوچهای بر زمین افتاده بود، سربازان با ایجاد حلقهای امنیتی اطرافش را محاصره کردند و مانع رسیدن دو آمبولانس فلسطینی به او شدند.
بر اساس تصاویر ویدئویی و اظهارات شاهدان عینی، در حالی که جاد بر اثر اصابت یک یا چند گلوله دچار خونریزی بود، دستکم ۴۵ دقیقه روی زمین افتاده بود و ۱۴ سرباز بیاعتنا و با بیتفاوتی اطراف او ایستاده بودند.
همه سربازان اسرائیلی آموزشهای لازم برای رسیدگی به جراحات شدید را میبینند و هر یگان رزمی این کشور باید یک امدادگر آموزشدیده داشته باشد؛ با این حال، به نظر نمیرسد هیچ یک از این سربازان کمک پزشکی نجاتدهندهای به جاد ارائه کرده باشند. در بخشهایی نیز دیده میشود که آنها تلاشهای مکرر جاد برای جلب توجهشان را نادیده میگیرند.
ارتش اسرائیل به بیبیسی اعلام کرد که سربازان «اقدامات اولیه درمانی» انجام دادهاند، اما سخنگوی این نهاد از ارائه هرگونه توضیح درباره نوع این اقدامات یا زمان انجام آنها خودداری کرد.
ارتش اسرائیل همچنین جاد را به پرتاب سنگ متهم کرده است؛ اقدامی که طبق دستورالعملهای استفاده از سلاح در این نیرو میتواند به سربازان مجوز بهکارگیری نیروی مرگبار بدهد.
اما ویدئوی این حادثه نشان میدهد که یکی از سربازان ارتش اسرائیل پس از شلیک، یک شیء را کنار جاد روی زمین میاندازد و از آن عکس میگیرد؛ اقدامی که به گفته خانواده جاد و یک نهاد برجسته حقوق بشری، به نظر میرسد تلاشی برای صحنهسازی علیه او باشد.
در نهایت، سربازان جاد را به پشت یک خودروی نظامی اسرائیلی منتقل کردند، اما او پیش یا پس از این جابهجایی جان باخت. هنوز مشخص نیست گلولهها به کدام بخش از بدنش اصابت کرده و چند بار هدف شلیک قرار گرفته است؛ چون ارتش اسرائیل از تحویل پیکر او به خانوادهاش خودداری کرده و به پرسشها درباره جراحاتش پاسخ نداده است.

شلیک از فاصله نزدیک
جاد در اردوگاه پناهندگان الفارعه در کرانه باختری به دنیا آمد و در همانجا بزرگ شد؛ اردوگاهی که حدود ۱۰ هزار فلسطینی در آن زندگی میکنند. این اردوگاه نیز مانند دیگر اردوگاههای مشابه در سرزمینهای اشغالی، بارها هدف یورشهای نظامی اسرائیل قرار میگیرد؛ یورشهایی که اسرائیل آنها را برای مقابله با گروههای مسلح فعال در این منطقه ضروری میداند.
از جهات بسیاری، کشته شدن جاد مورد منحصربهفردی نبود. طبق آمار سازمان ملل، سال گذشته ۵۵ کودک در کرانه باختری به دست نیروهای اسرائیلی کشته شدند و از زمان حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل تاکنون، شمار کودکان کشته شده در این منطقه به ۲۲۷ نفر رسیده است.
اما دو نکته در این پرونده بیش از همه جلب توجه میکند. نخست اینکه جاد در حالی که سربازان زیادی در اطراف او بودند، برای مدتی طولانی بدون رسیدگی پزشکی روی زمین رها شد تا جان باخت. دوم، انتشار حجم قابلتوجهی از ویدئوهای مربوط به این حادثه است که بیبیسی صحت آنها را تائید کرده است.
لحظه دقیق شلیک توسط یک دوربین مدار بسته در اردوگاه ثبت شده است. این تصاویر سه پسر را نشان میدهد که در پیچ کوچهای ایستادهاند. آنها ابتدا به سمت راست خود سرک میکشند؛ سمتی که به گفته شاهدان عینی، خودروهای نظامی اسرائیلی لحظاتی پیش از آن به سمت خروجی اردوگاه حرکت کرده بودند.
یکی از دو دوستی که در آن لحظه همراه جاد بود، به بیبیسی گفت که آنها پس از انتشار پیامی در گروه پیامرسان اردوگاه مبنی بر خروج یگانهای اسرائیلی، بیرون رفته بودند و برای اطمینان از گوشه کوچه سرک میکشیدند.
بیآنکه جاد و دوستانش با خبر باشند، چهار سرباز اسرائیلی در چند متری آنها و پشت دیواری در سمت چپشان کمین کرده بودند. دوستان جاد زودتر متوجه سربازان شدند و در امتداد کوچه پا به فرار گذاشتند؛ جاد یا اصلا آنها را ندید یا زمانی متوجه شد که دیگر بسیار دیر شده بود.
در تصاویر دوربین مدار بسته، اولین سرباز در فاصلهای کمتر از ۳ متر از جاد وارد کادر میشود و به نظر میرسد سلاحش را بالا میآورد و شلیک میکند. جاد تکانی میخورد که نشان میدهد همان لحظه مورد اصابت قرار گرفته است. در همان نقطه از اردوگاه نیز آثار اصابت گلولهها بر دیوار دیده میشود.
جاد که به احتمال زیاد همان زمان زخمی شده بود، در امتداد کوچه شروع به دویدن میکند و سرباز اسرائیلی در حالی که او را هدف گرفته، لوله تفنگش را در مسیر حرکت جاد میچرخاند. در تصاویر دوربین مدار بسته دیده میشود در مسیر مقابل جاد گرد و خاک بلند میشود؛ نشانهای از این که سرباز ارتش اسرائیل در حالی که او در حال فرار بود، از پشت سر همچنان به سویش شلیک میکرد.

در تصاویر مشخص است که جاد پس از طی تنها چند متر بر زمین میافتد و هنگام سقوط از کادر خارج میشود. ویدئوی دیگری که یکی از ساکنان اردوگاه مخفیانه ضبط کرده، از زاویهای دیگر ادامه ماجرا را نشان میدهد؛ تصاویری که بخشی از لحظات پایانی زندگی جاد را ثبت کرده است.
در این تصاویر دیده میشود که این نوجوان با تکان دادن دستها و پرتاب کلاهش به سمت سربازان، بارها تلاش میکند توجه آنها را جلب کند. به نظر میرسد سربازان بیاعتنا به تلاشهای او، کلاه را با پا به سمتش پس میزنند.
به گفته مادر جاد و دیگر شاهدان عینی، او پس از اطلاع از تیراندازی قصد داشت پیاده خود را به پسرش برساند، اما سربازان اسرائیلی مانع او شدند. در همین حال، یکی از ساکنان با اورژانس تماس گرفت و طبق سوابق تماس که هلال احمر فلسطینی در اختیار بیبیسی گذاشته، آمبولانس بلافاصله اعزام شد و ۸ دقیقه بعد به محل رسید.
حسن فوقها، امدادگر ارشد، گفت که سربازان اسرائیلی با تهدید اسلحه تیم او را متوقف کردند و اجازه ندادند به جاد که در فاصله صد متری و درست مقابل چشمانشان بود برسند.

آقای فوقها و همراهانش در آمبولانس، در حالی که جاد از جراحاتش خونریزی میکرد، ناچار بودند بدون آنکه بتوانند اقدامی انجام دهند صحنه را تماشا کنند. او گفت این وضعیت دستکم ۳۵ دقیقه طول کشید و آنها در اوج استیصال هیچ کاری از دستشان برنمیآمد. او سپس درخواست اعزام آمبولانس دومی را از مسیر دیگری مطرح کرد، اما سربازان جلوی آن خودرو را نیز گرفتند.
آقای فوقها گفت: «چند بار تلاش کردیم جلو برویم و با ایما و اشاره از آنها خواستیم اجازه دهند خودمان را به کودک برسانیم، اما کاملا راه ما را بستند. میتوانستیم به او برسیم و اقدامات درمانی انجام دهیم، اما مانع شدند. نمیدانیم هدفشان چه بود، اما واقعیت این است که همین اتفاق افتاد.»
ارتش اسرائیل به بیبیسی اعلام کرد پس از بررسی و اطمینان از این که جاد وسیله انفجاری مخفی همراه نداشته، «اقدامات اولیه درمانی» برای او انجام شده است. با این حال، تصاویر حادثه و نیز ویدئوی نمای نزدیک دوربین مدار بسته از لحظه خروج جاد از خانه نشان میدهد او تنها تیشرت و شلوار جین پوشیده بود.
در پاسخ به پرسش درباره جراحات جاد و درمانهای انجامشده، ارتش اسرائیل از ارائه هرگونه توضیح خودداری کرد.
اتهام صحنهسازی با گذاشتن سنگ
ارتش اسرائیل مدعی است جاد سنگ پرتاب کرده و «تروریستی» بوده که «تلاش کرده به نیروها حمله کند».
اما پس از انتشار ویدئویی که نشان میدهد یکی از سربازان از بیرون قاب وارد صحنه میشود، شی سنگینی را کنار جاد میگذارد و از آن عکس میگیرد، خانواده جاد این نیروها را به تلاش برای صحنهسازی علیه پسرشان متهم کردهاند.
صفا، مادر جاد، گفت: «آنها سنگی کنار او گذاشتند تا برایش صحنهسازی کنند و وانمود کنند که به سمتشان سنگ پرتاب کرده است.» او افزود: «این موضوع در ویدئو کاملا پیداست. هر کس آن را ببیند، متوجه میشود.»
به گفته نهادهای حقوق بشری، سربازان اسرائیلی در کرانه باختری با اتکا به سیاستی موسوم به «آتش آزاد» عمل میکنند؛ سیاستی که به آنها اجازه میدهد به طور مکرر به افرادی که تهدید فوری برای جانشان نیستند شلیک کنند، از جمله کودکانی که به سمتشان سنگ پرتاب میکنند.
شای پارنس، از گروه حقوق بشری اسرائیلی بتسلم، به بیبیسی گفت در تصاویر مربوط به جاد، گویا سربازی برای توجیه تیراندازی، سنگی را کنار او انداخته است.
شای پارنس گفت: «تشخیص قطعی این که دقیقا چه میبینیم دشوار است؛ این که آیا آن شی واقعا سنگ است و آیا قصد داشتند با آن علیه او صحنهسازی کنند یا نه. اما به گمانم هر کسی که با ذهنی باز تصاویر را ببیند، احتمالا به همین نتیجه میرسد.»
او افزود چنین اقدامی «شرمآور» است. او گفت: «در موارد دیگری هم دیدهایم که نیروهای اسرائیلی به نوعی پس از وقوع حادثه تلاش کردهاند صحنهسازی کنند و یک فلسطینی را متهم جلوه دهند. این نخستین بار نیست که چنین صحنهای در تصاویر ثبت میشود.»
ارتش اسرائیل در پاسخ به پرسش مشخص درباره ادعای جاسازی سنگ توسط سرباز در کنار جاد، سکوت کرد.

بسیاری از جزئیات دقیق مرگ جاد، از جمله این که چند بار به او شلیک شده و چه زمان و در کجا جان باخته است، همچنان روشن نیست؛ چون ارتش اسرائیل از تحویل پیکر او و پاسخ به پرسشهای دقیق درباره این حادثه خودداری کرده است.
امتناع اسرائیل از تحویل پیکر کشتهشدگان به دست ارتش، موضوع بیسابقهای نیست؛ بر اساس گزارشها، مقامات اسرائیلی در حال حاضر پیکر ۷۷۶ فلسطینی یا اتباع دیگر کشورها را که متهم یا مظنون به انجام حمله هستند، در اختیار دارند.
ارتش اسرائیل در پاسخ به پرسش بیبیسی درباره دلیل نگهداشتن پیکر جاد سکوت کرد. صفا، مادر جاد، گفت این اقدام یا برای پنهان کردن چیزی است یا مصداقی از بیرحمی عمدی.
او گفت: «شاید فقط میخواهند با اعصاب ما بازی کنند، خسته و بیطاقتمان کنند. اما ما صبوریم، امید داریم و همچنان منتظر میمانیم. امروز، فردا یا حتی صد سال دیگر، او را پس میگیریم. انشاالله او را پس میگیریم.»


































