شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
پارس جنوبی؛ بزرگترین میدان گازی جهان و رگ حیاتی اقتصاد ایران
- نویسنده, علی رمضانیان
- شغل, روزنامهنگار
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
در اعماق آبهای خلیج فارس، یکی از حیاتیترین منابع انرژی جهان نهفته است؛ میدانی که نام آن با امنیت انرژی، ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانی گره خورده است.
این میدان عظیم که در مرز مشترک ایران و قطر قرار دارد، بزرگترین مخزن گازی شناخته شده جهان به شمار میرود و حدود هشت درصد از کل ذخایر گاز طبیعی اثبات شده جهان را در خود جای داده است؛ سهمی که به تنهایی میتواند معادلات عرضه و تقاضای انرژی در سطح بین المللی را تحت تأثیر قرار دهد.
این میدان گازی بین ایران با نام میدان گاز پارس جنوبی و قطر با نام گنبد شمالی تقسیم شده است.
اهمیت این میدان برای ایران صرفاً در حجم ذخایر آن خلاصه نمیشود؛ پارس جنوبی ستون فقرات تولید گاز کشور، تأمینکننده اصلی خوراک صنایع پتروشیمی، و موتور محرک تولید برق و صادرات انرژی بهشمار میآید.
میدان گازی پارس جنوبی کجاست؟
میدان گازی پارس جنوبی در آبهای سرزمینی خلیج فارس و در مرز مشترک ایران با قطر قرار گرفته است؛ میدانی فراساحلی که به دلیل وسعت و حجم ذخایر، به عنوان بزرگترین مخزن گازی شناخته شده جهان شناخته میشود. این میدان در مجموع حدود ۹۷۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد؛ به طوریکه حدود ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهای ایران و نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مربع در اختیار قطر است.
میدان گازی پارس جنوبی در سواحل جنوبی ایران، به ویژه در استان بوشهر و بندر عسلویه و کنگان قرار گرفته است
کشف این میدان به اوایل دهه ۱۳۵۰ شمسی بازمیگردد، اما توسعه آن با فاصله زمانی قابل توجهی میان دو کشور آغاز شد.
قطر از اواخر دهه ۱۳۶۰ شمسی توسعه بخش خود را آغاز کرد و به سرعت به یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی گاز طبیعی، به ویژه گاز مایع (الپیجی) تبدیل شد. در مقابل، ایران از اواخر دهه ۱۳۷۰ شمسی توسعه فازهای پارس جنوبی را کلید زد و فاز ۱ به عنوان نخستین پروژه تولیدی، از سال ۱۳۷۶ وارد مدار بهرهبرداری شد.
از نظر ذخایر، این میدان گازی، یکی از غنیترین منابع هیدروکربنی جهان است. برآوردها نشان میدهد کل مخزن حاوی حدود ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب گاز قابل استحصال و نزدیک به ۵۰ میلیارد بشکه میعانات گازی است. در بخش ایرانی نیز به طور مشخص حدود ۱۴ تریلیون متر مکعب گاز و ۱۸ میلیارد بشکه میعانات گازی برآورد شده که نقش تعیین کنندهای در تأمین انرژی، توسعه صنعتی و درآمدهای ارزی کشور دارد.
تمرکز عظیم این منابع در یک میدان مشترک، در کنار تفاوت سرعت توسعه میان ایران و قطر، پارس جنوبی را به یکی از مهمترین نمونههای رقابت و همکاری همزمان در بهرهبرداری از منابع مشترک انرژی در جهان تبدیل کرده است.
چه اتفاقی برای میدان گازی ایران و قطر افتاد؟
در یکی از کم سابقهترین تحولات امنیتی پیرامون میدان گازی پارس جنوبی، حدود ساعت ۱۴ روز چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴، بخشی از تأسیسات میدان گازی پارس جنوبی، هدف حمله قرار گرفت. بر اساس گزارشهای محلی، فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ این میدان مورد اصابت قرار گرفتند؛ بخشهایی که از جمله واحدهای مهم در فرآوری و انتقال گاز به شمار میروند.
به دنبال این حملات، برای جلوگیری از گسترش آتش سوزی و آسیب به سایر زیرساختهای حیاتی، این فازها به طور موقت از مدار تولید خارج شدند. این اقدام اگرچه برای کنترل بحران ضروری بود، اما همزمان نگرانیهایی جدی درباره افت فشار شبکه گاز و احتمال اختلال در تأمین انرژی در نقاط مختلف کشور ایجاد کرد. کاهش عرضه گاز میتواند بهسرعت به بخشهای دیگر سرایت کند؛ از جمله افت تولید در نیروگاههای حرارتی، کاهش تولید سوختهایی مانند بنزین و گازوئیل، و اختلال در فعالیت صنایع بزرگ.
ایران در پی حملهٔ هوایی اسرائیل به پارس جنوبی، حملات موشکی و پهپادی تلافی جویانهای به زیرساختهای انرژی در قطر و عربستان انجام داد و شرکت دولتی انرژی قطر اعلام کرد که آتش سوزیهای ناشی از حملات ایران به تأسیسات اصلی گاز این کشور در شهر صنعتی رأس لفان، «خسارتهای گستردهای» وارد کرده است.
این رخداد چنان مهم بود که بازارهای انرژی جهان را تحت تاثیر قرارداد.
در واکنش به این رخدادها، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، بامداد پنجشنبه ۲۸ اسفند در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت واشنگتن از این حمله اطلاع نداشته و قطر نیز کاملاً بیخبر بوده است. او تاکید کرد که حمله به تأسیسات پارس جنوبی در ایران توسط اسرائیل انجام شده است.
او تاکید کرد: «دیگر هیچ حملهای از سوی اسرائیل به این میدان بسیار مهم و ارزشمند پارس جنوبی انجام نخواهد شد، مگر آنکه ایران بهطور نابخردانه تصمیم بگیرد به کشوری کاملاً بیگناه، در این مورد قطر، حمله کند؛ که در آن صورت، ایالات متحده آمریکا، با یا بدون کمک یا رضایت اسرائیل، کل میدان گازی پارس جنوبی را با چنان قدرت و شدتی به طور گسترده منهدم خواهد کرد که ایران مثال آن را نه دیده و نه مشاهده کرده است.»
چرا پارس جنوبی برای ایران مهم است؟
میدان گازی پارس جنوبی را میتوان بدون اغراق «ستون فقرات انرژی ایران» دانست؛ میدانی که حیات اقتصادی، صنعتی و حتی ثبات اجتماعی کشور به آن وابسته است.
تقریباً ۷۰ تا ۷۵ درصد گاز طبیعی ایران از این میدان تأمین میشود و در سالهای اخیر رکورد تولید روزانه آن به ۷۳۰ میلیون متر مکعب گاز رسیده است
اهمیت این میدان زمانی روشنتر میشود که به نقش آن در زنجیره انرژی کشور نگاه کنیم. گاز تولیدی پارس جنوبی، سوخت اصلی نیروگاههای حرارتی است و حدود ۸۵ درصد برق ایران بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به آن وابسته است. علاوه بر این، این گاز نیازهای مصرفی بخش خانگی، تجاری و صنعتی را تأمین کرده و در بسیاری از حوزهها جایگزین نفت شده است.
در عمل، بدون پارس جنوبی، شبکه انرژی کشور در مدت کوتاهی با بحران جدی مواجه خواهد شد و حتی احتمال فروپاشی شبکه برق در بازهای کمتر از ۲۴ ساعت دور از ذهن نیست.
در بخش صنعت، وابستگی حتی عمیقتر است. صنایع بزرگی مانند فولاد، سیمان و بهویژه پتروشیمی، به جریان پایدار گاز این میدان متکی هستند.
حدود ۴۰ درصد خوراک پالایشگاههای بنزینسازی و تولید بنزین داخل کشور از میعانات گازی پارس جنوبی تأمین میشود. روزانه بیش از ۷۰۰ هزار بشکه میعانات گازی تولید میشود که بخش بزرگی از آن صادر شده و ارزآوری میکند.
صنایع پتروشیمی که محصولات صادراتی مثل پلاستیک، کود و مواد شیمیایی تولید میکنند، فولاد و سیمان هم بدون گاز پایدار این میدان نمیتوانند کار کنند.
مدیران منطقه ویژه پارس جنوبی این مجموعه را «بزرگترین مجتمع صنعتی کشور» توصیف کردهاند که نقش کلیدی در تولید و صادرات محصولات پتروشیمی و فرآوردههای با ارزش افزوده بالا دارد.
برای درک بهتر اهمیت میدان گازی پارس جنوبی باید گفت که بر اساس برخی از گزارشها، هر فاز جدید حدود یک درصد به تولید ناخالص داخلی اضافه میکند. براورده نشان میدهد که در بیش از سه دهه گذشته تا امروز حدود ۴۱۴ میلیارد دلار درآمد مستقیم ایجاد کرده و صنعت پتروشیمی، تولید بنزین و صدها هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم را رونق بخشیده است.
پارس جنوبی؛ ثروتی در معرض فرسایش
پارس جنوبی، این ابرمیدان گازی در خلیج فارس، برای ایران تنها یک منبع انرژی نیست؛ بلکه شریان حیاتی اقتصاد، اشتغال و امنیت انرژی کشور بهشمار میآید. در سطح جهانی نیز، این میدان نقشی کلیدی در تأمین گاز طبیعی و LNG ایفا میکند و یکی از ارکان مهم امنیت انرژی جهان محسوب میشود.
با این حال، این ثروت عظیم روی دیگری هم دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. عسلویه و پارس جنوبی سالهاست با انتقادات جدی روبهرو هستند. توسعه نامتوازن، فرسودگی تجهیزات و تأثیر تحریمها در جلوگیری از نوسازی زیرساختها، این مجموعه را به چالشی همزمان در حوزههای زیست محیطی و اقتصادی تبدیل کرده است.
اما مسئله به اینجا ختم نمیشود. امروز پارس جنوبی با دو چالش اساسی روبهرو است:
نخست، رقابت فزاینده با قطر در بهرهبرداری از مخزن مشترک. قطر با تکیه بر سرمایهگذاری گسترده و همکاری با غولهای انرژی جهان مانند شل، توتال و اگزان موبیل پروژه توسعه عظیم «گنبد شمالی» را با سرعت پیش میبرد. این روند، به معنای برداشت سریعتر از منابع مشترک و افزایش فاصله میان دو کشور است. و پس از آمریکا دومین صادرکننده گاز مایع جهان است.
به گزارش رویترز، شرکت قطرانرژی دومین صادرکننده بزرگ گاز مایع در جهان بعد از آمریکا است. این شرکت قصد دارد ظرفیت تولید خود را تا سال ۲۰۳۰ از ۷۷ میلیون تن در سال به ۱۴۲ میلیون تن در سال افزایش دهد، که این رقم حدود یک چهارم بازار جهانی را در اختیار این شرکت قرار میدهد
قطر حدود ۲۰ درصد از کل عرضه جهانی گاز مایع را در اختیار دارد.
قطر به چین، ژاپن، هند، کره جنوبی، پاکستان و سایر کشورهای منطقه گاز صادر میکند.
اما سمت ایرانی، از این تحولات عقب مانده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور پیشین ایران و کسی که در دولت او اولین پروژه پارس جنوبی تکمیل و بهربرداری شد، عقب ماندگی ایران از قطر در برداشت از این میدان مشترک را حاصل مدیریت ناکارآمد، محدودیت منابع مالی و بیتوجهی به اهمیت میادین مشترک میدانست و تأکید کرده بود که با مدیریت صحیح، این فاصله قابل اجتناب بود.
چالش دوم، افت فشار مخزن است؛ پدیدهای طبیعی اما تعیینکننده که در صورت عدم مدیریت و بازسازی تجهیزات، میتواند به کاهش تولید و حتی از دست رفتن بخشی از ذخایر منجر شود. تحریمها مانع از بازسازی ان شده است.
در کنار این مسائل، بحرانهای زیستمحیطی نیز به یکی از نگرانیهای جدی تبدیل شده است. ساکنان عسلویه سالهاست از پیامدهای آلودگی هوا و خاک، به ویژه انتشار ترکیبات گوگردی، شکایت دارند؛ آلودگیهایی که به بروز مشکلات تنفسی، چشمی، قلبی و گوارشی انجامیده و کیفیت زندگی در این منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
در مجموع، پارس جنوبی را میتوان منبعی دانست که برای ایران حکم «نفس» را دارد و برای جهان، یک «ذخیره راهبردی انرژی» است.
اگر ایران نتواند سرمایهگذاری و تکنولوژی لازم برای حفظ فشار و تداوم تولید را فراهم کند، نه تنها سهم خود از این میدان مشترک را به رقیب واگذار خواهد کرد، بلکه با چالشهای جدی در تأمین انرژی داخلی نیز مواجه خواهد شد؛ چالشهایی با پیامدهای گسترده اقتصادی و اجتماعی.