چرا ایران در نخستین ساعات جنگ، اینترنت را قطع کرد؟

منبع تصویر، Jonathan Raa/NurPhoto via Getty Images
- نویسنده, بیبیسی مانیتورینگ
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
وقتی جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران شنبه ۹ اسفند آغاز شد، دسترسی به اینترنت در ایران تقریبا به همان سرعتی که نخستین گزارشها از حملات منتشر شد، برای مخاطبان داخل ایران قطع شد.
مقامهای جمهوری اسلامی معمولا قطع اینترنت در زمان جنگ یا دورههای ناآرامی سراسری را بهعنوان اقدامات امنیتی اضطراری توصیف میکنند، اما به نظر میرسد انگیزهها گستردهتر باشد.
از محافظت از زیرساختهای دیجیتال در برابر حملات سایبری گرفته تا مدیریت روایت جنگ، جلوگیری از ناآرامیها و مقابله با آنچه مقامها «جنگ اطلاعاتی» مینامند، قطع اتصال به اینترنت به بخش تکرارشوندهای از دستورکار حکومت در زمان بحران تبدیل شده است.
این الگو نشان میدهد که جنگها اکنون به طور هم زمان در میدانهای نبرد، شبکههای دیجیتال و عرصه افکار عمومی جریان دارند. این موضوع همچنین توضیح میدهد که چرا برای مقامهای ایرانی، کنترل اینترنت بهطور فزایندهای در زمان بحران یک ضرورت راهبردی تلقی میشود.

منبع تصویر، Cloudflare
حملات سایبری و جمعآوری اطلاعات
در زمان درگیری نظامی، مقامهای ایرانی اغلب استدلال میکنند که محدود کردن دسترسی به اینترنت یک اقدام دفاعی و امنیتی است.
چند ساعت پس از آغاز جنگ کنونی با آمریکا و اسرائیل که شامل حملات به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران و دیگر مکانهای دولتی و نظامی بود، رسانههای ایرانی گزارش دادند که چندین خبرگزاری وابسته به دولت و پلتفرمهای آنلاین ایرانی نیز هدف حملات سایبری قرار گرفتهاند.

منبع تصویر، SOCIAL MEDIA
پس از این گزارشها، قطع اینترنت به سرعت رخ داد و تقریبا همه رسانههای خبری داخلی و وبسایتهای رسمی را از دسترس خارج کرد.
با توجه به این که عملیات سایبری اکنون در کنار جنگ نظامی جریان دارد، مقامها معتقدند محدود کردن اینترنت میتواند آسیبپذیریهای احتمالی را کاهش دهد. محدود کردن ترافیک اینترنت خارجی میتواند تلاش برای حملات سایبری علیه زیرساختهای حیاتی مانند سامانههای بانکی، شبکههای نظامی و تاسیسات انرژی را دشوارتر کند.
مقامها همچنین درباره ارزش اطلاعاتی فعالیتهای دیجیتال عادی در زمان جنگ نگران هستند. تصاویر منتشرشده توسط غیرنظامیان، دادههای مکانی موجود در اپلیکیشنها یا ویدیوهایی که به صورت آنلاین به اشتراک گذاشته میشوند، میتوانند ناخواسته اطلاعاتی درباره جابهجایی نیروها، خسارتهای نظامی یا مکانهای حساس فاش کنند. بنابراین محدود کردن دسترسی میتواند جریان اطلاعات لحظهای را که دشمنان ممکن است از آن بهرهبرداری کنند کاهش دهد.
اگرچه چنین قطعهایی ارتباطات داخلی و فعالیت اقتصادی را نیز مختل میکند، اما مقامهای ایرانی اغلب آن را بهعنوان یک مصالحه موقت توصیف میکنند که هدفش کاهش آسیبپذیری در دورهای از تهدیدهای شدید سایبری است.
کنترل روایت جنگ
دلیل مهم دیگر کنترل اطلاعات است. مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند جلوگیری از دسترسی شهروندان به منابع مستقل یا گزارشهای خارجی، خطر انتشار گسترده تصاویر خسارتهای نظامی، مخالفتها یا روایتهای متفاوت را کاهش میدهد.
این امر به دولت که رسانههای داخلی را بهطور سختگیرانه کنترل و مدیریت میکند، امکان میدهد روایتهای رسمی از جنگ را پیش ببرد. دستکم برای کسانی که همچنان رسانههای دولتی و خبرگزاریهای داخلی را دنبال میکنند وضعیت بدین شکل است.

منبع تصویر، TASNIM
تلویزیون ایران و بیشتر رسانههای وابسته به دولت در زمان جنگ پیامرسانی را به طور دقیق مدیریت میکنند، عقبنشینیها را کماهمیت جلوه میدهند و موفقیتهای نظامی را برجسته میکنند. محدود کردن دسترسی به اینترنت کمک میکند انتشار روایتهای جایگزینی که ممکن است این روایتها را به چالش بکشند محدود شود.
برای بسیاری از ایرانیان، اینترنت همچنان یکی از معدود راههای دسترسی به گزارشهای خارجی یا تحلیلهای مستقل است. مختل کردن دسترسی با هدف مسدود کردن چنین محتوایی انجام میشود، به ویژه تصاویر یا تحلیلهایی که با ادعاهای رسمی در تضاد هستند.
با این حال، کارآمدی این راهبرد در طول زمان کاهش یافته است. شمار رو به رشدی از منتقدان و ایرانیان مخالف حکومت به رسانههای خارج از کشور متکی هستند و به روشهای مختلف به آنها دسترسی پیدا میکنند. شبکههای ماهوارهای فارسیزبان مستقر در خارج از ایران نقش مهمی دارند. رسانههایی مانند بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال، نقش برجستهای در پوشش حملات آمریکا و اسرائیل دارند. گزارشهای آنها ممکن است بر منابع خارجی و همچنین تصاویر اختصاصی ارسالشده از سوی شهروندان ایرانی در زمانی که اتصال اینترنت ممکن است متکی باشد.
در نتیجه، اگرچه قطع اینترنت میتواند به طور موقت جریان اطلاعات را محدود کند، اما نمیتواند به طور کامل مانع رسیدن روایتهای رقیب به افکار عمومی شود.
جلوگیری از اعتراضها و ناآرامیهای داخلی
ثبات داخلی، یکی دیگر از نگرانیهای اصلی برای قطع اینترنت است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در پیام خود پس از حملات اولیه به ایران گفت آمریکا خواستار تغییر حکومت است.
آقای ترامپ به ایرانیان گفت: «وقتی ما کارمان را تمام کردیم، حکومت خود را به دست بگیرید. این حکومت متعلق به شما خواهد بود. احتمالا این تنها فرصت شما برای نسلهای آینده خواهد بود.»
مقامهای ایرانی از پیش نیز از چنین فراخوانهایی بیم داشتند. اوایل همان سال، در جریان ناآرامیهای مرگبار سراسری در ژانویه، آقای ترامپ از معترضان خواسته بود: «به اعتراض ادامه دهید، نهادهای خود را در دست بگیرید» و افزوده بود: «کمک در راه است.»
مقامها در ایران بارها استدلال کردهاند که قدرتهای خارجی امیدوارند فشار خارجی و ناآرامی داخلی در دورههای درگیری همزمان شوند. جنگ میتواند دشواریهای اقتصادی را تشدید کند، زندگی روزمره را مختل کند و شمار قربانیان را افزایش دهد؛ عواملی که ممکن است خطر اعتراضها را افزایش دهند.
محدود کردن دسترسی به اینترنت توانایی معترضان برای بسیج سریع را کاهش میدهد. پلتفرمهای شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای پیامرسان رمزگذاریشده اغلب ابزارهای اصلی برای سازماندهی تجمعها، به اشتراک گذاشتن محل اعتراضها یا انتشار فراخوانهای اقدام هستند. وقتی این پلتفرمها از دسترس خارج میشوند، هماهنگی دشوار میشود.
قطع اینترنت در زمان جنگ بر راهبردی موجود بنا شده است که در آن خود اتصال اینترنت به اهرمی برای امنیت داخلی تبدیل میشود؛ همانگونه که در تازهترین اعتراضها سراسری و جنگ سال پیش دیده شد.
با وادار کردن شهروندان به اتکا به تماسهای تلفنی معمول که بسیاری از آنها بیم دارند تحت نظارت باشد، مقامها میتوانند خطر اقدام جمعی را افزایش دهند، سرعت آن را کاهش دهند و مهار آن را آسانتر کنند.
مقابله با «جنگ اطلاعاتی» و «جنگ نرم»

منبع تصویر، KHAMENEI.IR
فراتر از اعتراضها یا تهدیدهای سایبری، مقامهای ایرانی به طور فزایندهای خود اینترنت را یک میدان نبرد توصیف میکنند. آنها استدلال میکنند که گروههای متخاصم از پلتفرمهای دیجیتال برای انجام جنگ روانی و «جنگ نرم» علیه کشور استفاده میکنند. در طول و پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، مقامها بارها از اصطلاح «جنگ ترکیبی» برای توصیف زد و خوردی استفاده کردند که ابعاد نظامی، سایبری و رسانهای را با هم ترکیب میکند.
این مقامها، ایرانیان خارج از کشور، دولتهای خارجی و گروههای مخالف را متهم میکنند که کارزارهای هماهنگ آنلاین با هدف تضعیف حکومت راهاندازی کردهاند.
شبکههای اجتماعی فارسیزبان، بهویژه در ایکس، اغلب تحت سلطه صداهای مخالف حکومت در خارج از کشور هستند، چون آنها با محدودیتهای فیلترینگ وبسایتها یا ترس از پیگرد روبهرو نیستند و میتوانند مخالفت خود را بیان کنند. مقامها بیم دارند که چنین روایتهای اینترنتی بتوانند مخاطبان داخل ایران را با تشویق به اعتصابها و اعتراضها در زمان جنگ بسیج کنند.
از دیدگاه حکومت، قطع اینترنت این اکوسیستم را مختل میکند. این اقدام هماهنگی میان فعالان خارج از کشور و شبکههای مخالف داخلی را محدود میکند، دسترسی به گزارشهای رسانههای خارجی که تصویری از تضعیف حکومت ارائه میدهند را محدود میکند و آنچه را که کارزارهای اطلاعات نادرست توصیف میشود، مسدود میکند.
قطع کامل اینترنت همچنین ممکن است نشانهای از شکست در جبهه آنلاین یک «جنگ ترکیبی» تلقی شود. بنابراین خاموشی کامل اینترنت در زمان جنگ چندین هدف را همزمان دنبال میکند.
هفته پیش، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، گفت مقامها در حال تلاش برای بازگرداندن دسترسی به اینترنت «برای کسانی هستند که بتوانند صدای کشور [ایران] را به جهان مخابره کنند»؛ نشانهای از برنامههایی برای فراهم کردن دسترسی به اینترنت برای فعالان رسانهای که روایت رسمی را بازتاب میدهند.

































