شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روایت حضور پر ماجرای تیم ملی فوتبال زنان ایران در استرالیا
- نویسنده, محمد شهرابی
- شغل, روزنامهنگار در استرالیا
- زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
وقتی تیم ملی فوتبال زنان ایران برای شرکت در مسابقات جام ملتهای آسیا وارد استرالیا شد، انتظار میرفت داستان آنها صرفا به رقابت در زمین فوتبال محدود شود اما حضور این تیم در استرالیا خیلی زود یکی از سیاسیترین و پرحاشیهترین رخدادهای تاریخ فوتبال زنان شد؛ ماجرایی که تهدیدهای حکومتی، فشارهای سیاسی، نگرانیهای امنیتی و در نهایت ماندن چند بازیکن در استرالیا را در بر گرفت.
از نخستین مسابقه تا لحظه خروج تیم از استرالیا، ملیپوشان ایرانی در نقطه تلاقی ورزش، سیاست و امنیت شخصی قرار گرفتند.
آغاز ماجرا با نخواندن سرود ملی
حاشیهها از همان بازی نخست ایران مقابل کره جنوبی آغاز شد. در مراسم پیش از مسابقه، اعضای تیم ملی ایران سرود جمهوری اسلامی را نخواندند.
چند هفته قبل از این رویداد تعداد زیادی از همین بازیکنان که برای تیم باشگاهی خاتون بم بازی میکنند، در حمایت از معترضان ایرانی و به احترام هزاران نفری که در جریان اعتراضات ضد حکومتی کشته شده بودند، هنگام جشن قهرمانی این تیم خوشحالی نکردند و با این کار، توجه بسیاری را به خود جلب کردند.
همزمان چند بازیکن مطرح این تیم هم از بازی در تیم ملی خودداری کردند که بسیار خبرساز شد.
در سالهای اخیر، خودداری برخی ورزشکاران ایرانی از خواندن سرود ملی به عنوان نوعی اعتراض نمادین به وضعیت سیاسی و اجتماعی در ایران تعبیر شده است. این اقدام بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان بلافاصله توجه رسانههای بینالمللی و شبکههای اجتماعی را جلب کرد.
واکنش رسانههای حکومتی ایران اما بسیار تند بود. برخی برنامههای تلویزیونی این بازیکنان را «خائن در زمان جنگ» توصیف کردند؛ عبارتی که در فضای سیاسی ایران بار حقوقی و امنیتی سنگینی دارد و میتواند پیامدهای جدی برای افراد به همراه داشته باشد.
این موضعگیریها نگرانیها درباره امنیت بازیکنان در صورت بازگشت به ایران را به شکل چشمگیری افزایش داد؛ بهویژه آنکه این مسابقات همزمان با دورهای از تنشهای شدید منطقهای برای ایران برگزار میشد.
فشارها و تهدیدها علیه تیم
برخی منابع گزارش دادند که به بازیکنان گفته شده در بازیهای بعدی باید سرود جمهوری اسلامی ایران را بخوانند، در غیر این صورت ممکن است خودشان یا خانوادههایشان با پیامدهایی روبهرو شوند.
فضای ظاهری تیم در هتل رویال پاین شهر گلدکوست اما هنوز آنچنان امنیتی نشده بود و اعضای تیم آزادی عمل بیشتری در هتل داشتند. یکی از مسئولین هتل میگفت که به درخواست تیم ایران و با توصیه کنفدراسیون فوتبال آسیا، هتل باید پروتکلهای خاصی را برای حفظ امنیت تیم ایران رعایت کند ولی به هرحال رفت و آمدها به این هتل کاملا محدود نبود.
این شرایط اما بعد از بازی دوم با استرالیا کاملا تغییر کرد. وقتی بازیکنان در بازی دوم هنگام پخش سرود سلام نظامی دادند و سرود را خواندند، شبکههای اجتماعی ایرانیها و به تبع آن خارجیها به ناگهان روی این موضوع تمرکز کردند.
طولی نکشید که رسانههای اصلی استرالیا و سپس جهان هم روی موضوع تمرکز کرده و این احتمال را مطرح کردند که ممکن است جان این بازیکنان در بازگشت به ایران در خطر باشد.
مسعود ظهوری، مدیر رادیو نشاط استرالیا، که در هتل تیم ایران اقامت داشت میگوید: «بلافاصله بعد از بازی و روز بعد از آن بسیاری از وکلای مهاجرتی ایرانی در استرالیا با من تماس گرفتند و خواستند که به اعضای تیم بگویم که اگر در استرالیا بمانند، حاضرند بدون دریافت هیچ پولی مراحل پناهندگی و اخذ ویزای آنها را انجام دهند.»
این اتفاقات باعث شد که فضای تیم هم امنیتی شود. به گفته یکی از اعضای تیم، دولت استرالیا به نماینده حراست فدراسیون فوتبال ویزا نداده بود به همین دلیل مسئولیت کنترل تیم به محمد رحمان سالاری، عضو هیات مدیره فدراسیون فوتبال، سپرده شده بود.
تماشاگران ایرانی حاضر در بازی با استرالیا که بعد از اتمام بازی در ورزشگاه مانده بودند برای دقایقی علیه او شعار میدادند و او هم در حال قدم زدن به آنها نگاه میکرد.
از آن پس حساسیتها بالا رفت و من در همان هتل تیم بودم و دیدم که تعداد افراد امنیتی هتل برای کنترل بیشتر بازیکنان افزایش پیدا کرد.
نسرین وزیری، یکی از ایرانیهای مقیم گلد کوست، گفت: «خانهام نزدیک هتل رویال پاین است و هر روز آنجا قهوه میخورم. در چند روز اول که به آنجا میرفتم با همه اعضای تیم دوست شده بودم و با آنها صحبت میکردم اما روز بعد از بازی با استرالیا وقتی به هتل رفتم تعداد کمتری از اعضای تیم را دیدم و آنها هم میترسیدند به سمت من بیایند.»
رفتوآمد بازیکنان در هتل نسبت به سایر اعضای تیم محدودتر شد و به غیر از زمان غذا و تمرین نمیشد آنها را در لابی هتل دید. این در حالی بود که آقای سالاری هم مدام در لابی بود و هرگونه فعالیت غیر معمول را کنترل میکرد.
مسعود ظهوری گفت: «من در حال صحبت با یکی از اعضای کادر بودم که سالاری جلو آمد و اعتراض کرد. به او گفتم با این وضعیتی که ایران دارد این بازیکنان برمیگردند و شما باید اینجا پناهنده شوید.»
«چند دقیقه بعد مسئول حراست هتل آمد و به من گفت که باید هتل را ترک کنم اما وقتی فهمید ساکن هتل هستم عقب کشید و فقط خواست که به اعضای تیم نزدیک نشوم و با آنها صحبت نکنم.»
نگرانیهای بینالمللی و درخواست برای حمایت از بازیکنان
با افزایش گزارشها درباره فشارها و تهدیدها، موضوع امنیت بازیکنان به بحثی جدی در استرالیا و بسیاری رسانههای بینالمللی تبدیل شد. گروههای مدافع حقوق بشر، فعالان جامعه ایرانیان خارج از کشور و برخی چهرههای ورزشی از دولت استرالیا خواستند در صورتی که بازیکنان خواستار ماندن در این کشور باشند، از آنها حمایت کند.
در همین زمان، تعدادی از ایرانیان مقیم استرالیا نیز در نزدیکی هتل تیم و اطراف استادیوم و محل تمرین تجمع کردند و با شعارهایی از بازیکنان حمایت کردند. گفته میشود مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، هم قصد داشته به استرالیا بیاید تا تیم را مدیریت کند اما به او ویزا ندادند به همین دلیل فریده شجاعی عضو هیات مدیره فدراسیون، به رغم مشکلات و محدودیتهای شدید پروازی، خودش را به استرالیا رساند تا بحران را مدیریت کند.
در طرف مقابل اما ایرانیهای مقیم استرالیا از هر راهی استفاده میکردند که از بازیکنان بخواهند در استرالیا بمانند و به ایران نروند. یکی از همین فعالان ایرانی به من گفت: «ما حتی به این فکر کردیم که راهی پیدا کنیم و همه را فراری بدهیم اما دوستان گفتند که تبعات قانونی دارد و پشیمان شدیم.»
در همین حال علیرضا فغانی، داور مطرح ایرانی – استرالیایی هم که برای دیدار با بازیکنان تیم به هتل رفته بود در اینستاگرام نوشت که بازیکنان به او گفتهاند که قصد ماندن در استرالیا را ندارند. اما این تمام ماجرا نبود.
خروج مخفیانه چند بازیکن از هتل
نقطه اوج این بحران پس از آخرین مسابقه ایران در مرحله گروهی برابر فیلیپین رقم خورد.
در شامگاه نهم مارس، چند بازیکن تیم ملی بهطور مخفیانه هتل محل اقامت تیم در گلد کوست را ترک کردند. گزارشها حاکی از آن بود که این بازیکنان با مقامهای استرالیایی تماس گرفته و درخواست حمایت کردهاند.
فاطمه پسندیده، زهرا قنبری، زهرا سربالی، عاطفه رمضانیزاده و مونا حمودی بازیکنانی بودند که گفته میشود از طریق آسانسور هتل به پارکینگ رفته از آنجا با افرادی که احتمالا منتظرشان بودند، از هتل فرار کردند و خودشان را به پلیس استرالیا رساندند.
تصاویر لحظاتی که سالاری و سایر اعضای کادر تیم دنبال بازیکنان میگشتند و از پلههای هتل بالا و پایین میرفتند درتمام رسانههای مطرح استرالیا پخش شد.
این اتفاق در حالی افتاد که اتوبوس تیم برای رفتن به فرودگاه آماده میشد و ایرانیها هم جلوی هتل تجمع کرده بودند. تصاویر صحنهای که ایرانیها جلوی اتوبوس تیم خوابیده و اجازه حرکت به آن را نمیدادند نیز بسیاری رسانههای استرالیا و جهان را تسخیر کرد.
آنها با شعارهایی نظیر «دختران ما را نجات دهید» از پلیس میخواستند که دختران را پیاده کنند و از تک تک آنها بپرسند که دوست دارند بروند یا بمانند.
نسرین وزیری گفت: «من همانجا بودم. خیلیها گریه میکردند و از پلیس میخواستند که دختران را پیاده کند. رسانههای استرالیایی هم آنجا بودند و گزارش میکردند. پلیس گفت که اتوبوس باید به فرودگاه برود و آنها تا از مسئولین کشور دستور نگیرند نمیتوانند کسی را پیاده کنند.»
پلیس فدرال استرالیا اما بازیکنانی را که اعلام پناهندگی کرده بودند ، به محل امن برده بود و تونی برک وزیر کشور هم نیمه شب خودش را به بازیکنان رسانده و همانجا اقدامات اداری اولیه را برای صدور ویزای بشردوستانه برای آنها انجام داده بود.
ماجرا حتی به سطح سیاسی نیز کشیده شد. دونالد ترامپ نیمه شب در تماس با آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، از او خواست در صورت درخواست بازیکنان، به آنها پناهندگی بدهد و هشدار داد که ممکن است در صورت بازگشت به ایران با خطر روبرو شوند. ترامپ حتی نوشت که اگر او این کار را نکند، آمریکا حاضر است آنها را بپذیرد.
ساعاتی بعد، دولت استرالیا به این بازیکنان ویزای بشردوستانه داد که بتوانند در این کشور بمانند. رسانههای استرالیا این اقدام را عملیاتی هماهنگ برای خروج امن بازیکنان از هتل تیم توصیف کردند.
بازیکنان بیشتری که به ماندن فکر کردند
پس از انتشار خبر پناهندگی پنج بازیکن، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه برخی دیگر از اعضای تیم نیز به ماندن در استرالیا فکر کردهاند. در برخی گزارشها حتی گفته شد که تا هفت بازیکن و یک عضو کادر فنی احتمال درخواست پناهندگی را بررسی کردهاند.
با این حال تصمیم برای ماندن بسیار دشوار بود. بسیاری از بازیکنان نگران بودند که در صورت عدم بازگشت به ایران، خانوادههایشان با فشار یا مجازات مواجه شوند. به همین دلیل تعدادی از بازیکنان در نهایت تصمیم گرفتند همراه با کاروان رسمی تیم به ایران بازگردند.
تهدید دادستانی ایران اما نگرانیها را بیشتر میکرد. در بیانیه دادستانی عنوان شده بود که بازیکنان دغدغههای خانوادههایشان را در نظر بگیرند و به ایران برگردند. همین موضوع باعث شد که ایرانیها بیشتر تلاش کنند که بازیکنان را مجاب به ماندن بکنند.
خروج پرتنش تیم از استرالیا
خروج تیم ملی ایران از استرالیا نیز فضای پرتنشی داشت. پلیس استرالیا در فرودگاه حضور داشت و در هماهنگی کامل با مقامهای مهاجرتی عمل میکرد. همزمان گروهی از فعالان و ایرانیان مقیم استرالیا نیز برای حمایت از بازیکنان در فرودگاه حضور داشتند.
گفته شد که حتی در لحظات پایانی، بعضی از اعضای تیم درباره سوار شدن به هواپیما یا ماندن در استرالیا دچار تردید بودند. به همین دلیل وقتی هواپیمای تیم ملی از گلد کوست به سمت سیدنی رفت، ایرانیهای حاضر در فرودگاه در شبکههای مجازی از ایرانیهای حاضر در سیدنی خواستند که خودشان را به فرودگاه آنجا برسانند.
یک ساعت بعد دهها ایرانی در فرودگاه سیدنی منتظر نشستن هواپیما بودند. خیلیها تلاش میکردند با خانواده بازیکنان در ایران تماس بگیرند و از آنها کسب تکلیف کنند اما تماس با ایران خیلی سخت برقرار میشد.
از طرفی پلیس هم به دلیل حضور ایرانیها در فرودگاه تصمیم گرفت که بازیکنان را وارد سالن نکند و آنها را یک راست از پای پرواز با اتوبوس به سمت هواپیمای بعدیشان به مقصد مالزی ببرد.
در لحظات قبل از پرواز به سمت سیدنی دو عضو دیگر تیم یعنی محدثه زلفی و فلور مشکینکار عضو کادر تیم هم در استرالیا ماندند، هر چند که دو روز بعد، خانم زلفی پشیمان شد و تصمیم گرفت که به ایران برگردد.
در آن لحظات تصاویری هم از ایرانیهای مقیم سیدنی منتشر شد که تلاش میکردند پیام خانواده گلنوش خسروی را برای ماندن به او برسانند که این اتفاق نیافتاد و موفق نشدند.
کوروش که در آنجا حضور داشت، گفت: «وقتی بچههای گلد کوست پیام گذاشتند ما سریع به فرودگاه رفتیم اما نگذاشتند با بازیکنان روبرو شویم. به همین خاطر از بعضی مسافرین خواستیم که پیام ما را به بازیکنان برسانند اما نمیدانیم این کار را کردند یا نه.»
در نهایت بیشتر اعضای تیم همراه با کاروان رسمی کشور را ترک کردند، در حالی که بازیکنانی که درخواست پناهندگی داده بودند، تحت حمایت دولت استرالیا باقی ماندند.
پیامدهای سیاسی و ورزشی
این اتفاقات پیامدهای پیچیدهای برای سیاست و ورزش به همراه داشته است.
برای بازیکنانی که درخواست پناهندگی دادهاند، بازگشت به ایران احتمالا دیگر ممکن نیست. علاوه بر آن، آینده ورزشی آنها نیز ممکن است تحت تأثیر قوانین فیفا و قراردادهای باشگاهی قرار گیرد.
باشگاه بریزبین رور اعلام کرده که آنها میتوانند در تمرینات این تیم حضور داشته باشند و با آنها تمرین کنند.
برای حکومت ایران نیز این موضوع به مسئلهای حساس تبدیل شده است و برخی مقامهای حکومت ایران، کشورهای خارجی را به «دخالت» در امور داخلی متهم کردهاند.
در سوی دیگر، دولت استرالیا با دادن ویزای بشردوستانه به این بازیکنان تلاش کرده نشان دهد که از افرادی که ممکن است در معرض خطر باشند، حمایت میکند.
داستانی فراتر از فوتبال
ماجرای تیم ملی زنان ایران در استرالیا، نشان داد که ورزش تا چه اندازه میتواند با سیاست و حقوق بشر در هم تنیده شود.
از لحظهای که برخی بازیکنان سرود ملی را نخواندند تا زمانی که چند نفر از آنها نیمهشب هتل تیم را ترک کردند و درخواست پناهندگی دادند، حضور این تیم در جام ملتهای آسیا یکی از کمسابقهترین روایتهای سیاسی در تاریخ فوتبال زنان شد.
برای بازیکنان این تیم، این سفر تنها یک تورنمنت ورزشی نبود؛ بلکه تجربهای بود در تقاطع دشوار ورزش، هویت و امنیت فردی؛ تجربهای که مسیر زندگی بسیاری از آنها را برای همیشه تغییر داده است.